
هرکس که مدتی این وبلاگ را دنبال کرده باشد حتما حالا میداند که روح کلی وبلاگ چاووشیست از جزئیات تا بحال بیرون آمده از آلبوم خرسند است. تغییراتی که ژاکت نسبت به یه شاخه نیلوفر از نظر عوامل دارد، معنادار است. مصاحبهی اخیر هم علیرغم اینکه در فرم سوالات و جریدهای که چاپ شده، ضعیف قلمداد
میشود از این حیث که حامل نظرات جدید محسن چاووشی دربارهی "یه شاخه نیلوفر" بود، مورد توجه است. آنجا که شاهد چرخش پاسخهای او در برابر انتقاد به "یه شاخه.." از برهان "گوشهای تربیت نشده و ضعیف" به "اشکال فنی و یکنواختی"، هستیم. انگار فریادهای زیر آب شنیده شده و مولف به نظرات دیگری جز تملق و مجیز گویی راجع به اثرش، آگاه است و این باز هم مورد خوشایند ماست. روح کلی وبلاگ چاووشیست همچنین بیم و امیدهایی نیز دارد. امیدوار است که تجربهی تلخ و ناموفق "یه شاخه..." به چشم چاووشی شکست اجرای موسیقی متفاوت، یا خاص توسط او تلقی نشود، و نگران اینکه چاووشی تنها صفر را بخواهد یا تنها 100 را، نگران پوسته ی موسیقی چاووشی است که چگونه درجامعه دیده می شود (و مگر نه اینکه از پوسته ها می توان بی هیچ حرفی به معناها پی برد؟)، وبلاگ چاووشیست همچنان دوست دارد، در کنار نام چاووشی از کلاسیک راک،راک آلترناتیو، بین المللی شدن و ... بشنود. و این هیچ منافاتی با انتقاد از "یه شاخه..." ندارد.
اما به شخصه اولین چیزی که دربارهی آلبوم جدید نظرم را جلب کرده بازگشت شهاب اکبری ست. او در این
آلبوم حضور دارد تا شاید ما بیشتر به یاد "متاسفم" بیفتیم. آلبومی که معیار
سنجش "یهشاخهنیلوفر" و میثاق ما شد، برای نامیدن آنچه که به نام موسیقی چاوشی می شناختیم و در "یه شاخه ..." حضورش را کمتر حس میکردیم. نکته دیگر تنظیم 6 تراک توسط خود محسن است که شاید اتفاق جدیدی باشد. برای این میگویم شاید، که تابحال تراکی با تنظیم خود او نشنیدهایم یا شنیدهایم و خبر نداریم! منظور بسیاری از این تک آهنگ هاست که به جز خواننده، نام عوامل دیگرشان در هاله ای از ابهام قرار دارد. امیدوارم در همین مهرماه آلبوم را بشنویم، و دچار "جبر تقویمی" نشویم که در آن صورت زمان بعدی اواخر زمستان است.
- من فقط به خاطر موسیقی وارد موسیقی شدم و به دنبال شهرت و سایر مسائل حاشیهای نبودم، از منیت متنفرم.
- سعی کردم در ملودی سازی حرکت تازهای داشته باشم، تلاشم این بود با هر کاری مخاطبم را غافلگیر کنم.
- احساس می کنم هنوز کار خاصی انجام نداده ام.
- یه شاخه نیلوفر می توانست آلبوم خیلی بهتری باشد، اشکال اصلی این آلبوم بیشتر فنی است، من روی صدابرداری محاسبه ویژهای کرده بودم، اما این محاسبات تقریبا به صورت کامل به هم ریخت.
- باید انواع دیگر موزیکها هم در این آلبوم قرار میدادم ، می بینی چقدر خوب خودم را تخریب می کنم!
- من نمی توانم غم را از خودم جدا کنم.
- متاسفانه یه شاخه نیلوفر مصادف شد با مجاز شدن آلبومهای من.
- اینترنت و بچههای اینترنت همیشه از من حمایت کردهاند. به هر نقطهای برسم یادم نمیرود که از طریق اینترنت به موسیقی معرفی شدم
- دوران من تازه شروع شده!
- یکی از کارهایی را که روی شعر استاد شهریار ساختم، فوق العاده دوست دارم. و فکر نمی کنم در آینده بتوانم مشابه آن را تولید کنم.
- من اصلا نمی دانستم "قراضه چین" که مولانا از آن استفاده کرده، یعنی چه! قراضه چین یعنی تراشههای طلا که به زمین میریزد.
- آلبوم سنتوری شش فطعه دارد: چهار قطعه فیلم سنتوری و دو قطعه از کارهای قبلیام. امتیازش را هم به آقای آزادی واگذار کردهام و دقیقا نمیدانم مجوز گرفته یا نه.
- آلبوم جدیدم که فعلا اسمی ندارد را بیشتر از "یه شاخه..." و "من خودم..." دوست دارم.
- محمدرضا دوست خوب من است و در آلبوم جدید هم تنظیم تعدادی از قطعات را انجام داده است.
- علی مهرگان دیگر ترانه سرایی است که در این آلبوم به ما ملحق شده. یک ترانه هم خودم گفتم. امیر و حسین هم با پنج و سه قطعه در این آلبوم حضور دارند.
- بعد از ازدواج حسم عوص نشد. همسرم هم موسیقی را میشناسد و شنونده خوبی برای کارهای من است.
- یک قطعه مخصوص دارم که اگر الان در موردش توضیح دهم،مزهاش از بین میرود اما همین قدر بگویم که در آلبوم جدیدم حرکتی کردهام که از من بعید باشد!
لازم است که اول اتفاقات اخیر را مرور کنیم. حدود 40 روز پیش (23تیرماه) محمدرضا آهاری به عنوان مدیربرنامههای محسن چاووشی در گفتگو با ایلنا وعده کرد که تا 25 روز دیگر دربارهی آلبوم بعدی چاووشی توضیح خواهد داد و همان روز در مصاحبه با موسیقی ما به یک "اتفاق ویژه" که قرار است تا یک ماه دیگر بیفتد، اشاره کرد. در آن زمان در سایت رسمی هیچ خبری نبود حتی همین مصاحبهها نیز در آنجا منعکس نشد! معمولا اینطور است که سایتهای مربوط به هنرمندان، اخبار و مصاحبههای خبرگزاریها و سایتهای خبری دربارهی آنها را پوشش میدهند، اما در این مورد سایت به اصطلاح رسمی ساکت بود. گذشت تا 15 روز بعد (8مرداد) همزمان با روز تولد محسن چاووشی، سایت موسیقی ما دو خبر دیگر از چاووشی با قید "درگوشی" تیتر کرد. یکی اینکه آلبوم طبق شنیدهها اواخر شهریور میآید و دیگری احتمال کنسرت در کیش و شروع تمرین به همراه نوازندگان برجسته. محمدرضا آهاری هم در تماس با سایت موسیقی ما اینها را تکذیب کرده و دوباره می گوید 20 روز دیگر همه چیز مشخص خواهد شد! بعد از این اخبار، بالاخره سایت رسمی در روز 23 مرداد واکنش نشان داد.
مدیر این سایت در روز 23 مرداد با درج پستی ضمن تکذیب کنسرت به کل، مصاحبههای محمد رضا آهاری را نیز تکذیب می کند و موسیقی ما را به دروغگویی متهم کرده، انگیزه آنها را نیز "جذب بازدیدکننده" بیان می کند. به تکذیب کنسرت کار نداریم، چون خود آهاری هم تلویحا به آن اشاره کرده اما به نظر می رسد سایت رسمی برای اینکه از قضیه پرت به نظر نرسد و بی خبری و شاید نادیده انگاشته شدنش را توسط محمدرضا آهاری (به عنوان مدیربزنامه) توجیه کند به یکباره همه چیز را ساخته پرداخته ذهن خیال انگیز خبرگزاری ایلنا و سایت موسیقی ما معرفی می کند. از سوی دیگر سایت موسیقی ما هم ادعا می کند "فایل صوتی مصاحبه با آهاری موجود است و این قابل کتمان نیست." این مورد را می توانید اینجا ببینید، در پاسخ به کامنت یک نفر که از آنها در برابر خبر سایت رسمی جواب میخواهد.
در تدارک مطلبی بودم تا برداشت خودم را از این اتفاقات و دربارهی اینکه دلایل سایت رسمی برای رد اخبار دیگر سایتها غیر قابل قبول است، بنویسم. اما با این صحبتها که مستقیم از زبان خود محسن چاووشی در سایت درج شد، دیگر ماجرا روشن شد:
...این روزها از طرف سایت موسیقی ما مطالبی نوشته شده است که گفته اند زمان 25 روز از زمانی که آقایان این سایت با محمدرضا آهاری صحبت کرده اند و اکنونخبری در دست ندارند باید گفته شود که خبر رسمی برای انتشار هنوز از ارشاد دریافت نشده است که به عنوانی رسمی شود. کار آلبوم به همیاری دوستان به پایان رسیده است و در مراحل پایانی مسترینگ آن هستیم ومحمدرضا هم آن را در تماسها و ارتباط با سایتها و خبرگزاریها اعلام کرده بود (نه به صورت مصاحبه)...
مقدمه نمی خواهد ! سوال اساسی و بنیادی این است : چرا از بین این همه آهنگ پخش شده چند تراک از جمله تنگ بلوری و زخم به ترتیب نسخه با کیفیت و اصلی شان در دست ما نیست و یافت می نشود ؟
و البته گشته ایم ما ! با توجه
به فلسفه وجودی نت و وجود پایگاه مجازی و رسمی محسن چاوشی باید به آنجا مراجعه
کرد. شاید عده ای مرموز دست به کار شدند یا شاید اصلا خود استاد
دس
ت در گنجه ی گرانبهایش کرد و این آیات عسرت نصیب مان شد. مبرهن است که گفتنش در اینجا هم شاید راهگشا باشد. البته شبانه ، نمی تونم ، خودفریبی و تو توبه نامه را بنویس هم هست . که با کیفیت پایینی پخش شدند و کلا نویز دارند ولی فعلا سوزنمان روی تنگ بلوری گیر کرده و ایشان ارجحیت دارد . حالا
به جز این ها چند تراک دیگر هم هستند که حرفشان ، رد پایشان هست ولی ما
دستمان به آنها نمی رسد که این دیگردارد می شود جز شخصیت موسیقیایی استاد
البته نه برای رهگذران بلکه در نظر پایمردان سرزمینش .اینکه چند راز کوچک
هنوز وجود دارد هم آخرتی است! این که مثلا روزی متوجه میشوی از فلان آهنگ
ورژن دیگری نیز وجود دارد ، و وقتی می خواهی آن را گوش کنی هیجانش از
شنیدن یک آلبوم تر و تمیز هم بیشتر است . یک چاووشیست به
مانند یک روبوت گوگل صفحه های وب را می جورد تا این دیوانه کننده ها را
بیابد . اگر چه ممکن است گاهی در میان جستجو به چیزهای ناخوشایندی نیز بر
بخورد مانند اینکه شعر س...نه ! بگذریم.
//
دوستی زحمت کشیده و فهرست تمام آثار استاد را به تفکیک مکتوب کرده . تلاش او سزاوار تقدیر و این لیست از طرف اینجانب مورد تایید است . داشتم همان فهرست را نگاه می کردم که متوجه شدم تراک خاطره از ساند تراک سنتوری را جز آثار استاد قرار داده ،کنجکاو شدم و قطعه را شنیدم .40 ثانیه اولش ملودی زخم است که نواخته می شود . همان نوای جادویی که انگار برای این، چنین درد آور و حسرت آلود منتظر سنتوری بودیم و سنگ صبور را شنیدیم و زخم را که در پی همین چند ثانیه بودیم و خودمان هم نمی دانستیم دردمان چیست . واینکه چه فضای چاوشیایی دارد. شاید اگر قرار باشد آلبومی با آهنگهای سنتوری در بیاید زخم ش اینگونه شروع شود:
بیایید شما هم مو بر تن سیخ کنید [+]
*: چند ساعت بعد از این پست ، تنگ بلوری در سایت قرار گرفت ولی شور بختانه همان هست که داشتیم !
فکر می کنم حالا وقتش هست که یک جمع
بندی درباره آلبوم بعدی داشته باشیم .اول اینکه اساسا کدام آلبوم بعدی ؟ آلبومی موسوم
به سنتوری یا آلبومی در ادامه یه شاخه نیلوفر
. قبل تر در اخبار مجلات زرد و بعد در مصاحبه ی اخیر با همشهری جوان صحبت از آلبوم
سنتوری می شود که چاووشی می گوید :" در آینده نزدیک می آید " و درباره
آلبوم دیگر در آن مصاحبه و در مطلب شماره بعد که به آلبومهای پاپ در راه می
پردازد " اواخر بهار " به عنوان
زمان پخش مطرح می شود. به نظر می رسد احتمال اینکه آلبوم سنتوری به این زودی ها بیاید کم است . با توجه به اینکه موسیقی سنتوری متعلق به فیلم است و روابط چاووشی با عوامل فیلم چندان صمیمی به نظر نمی رسید . این گزاره با توجه به مصاحبه چاووشی با چلچراغ در بهمن ماه 85 بعد از اکران مختصر فیلم در جشنواره صادر می شود. پس اینجا وقتی می گوییم آلبوم بعد منظور همان آلبوم پاپ است . اما آلبوم بعدی چگونه است ؟ برای دانستن هر چه بیشتر درباره
آلبوم بعد باید به شواهد و حواشی توجه کرد . حتی
کوچکترین حاشیه را نباید دست کم گرفت . از یک خبر دو خطی در یک مجله مزخرف
زرد تا کامنتهای یک وبلاگ مندرس ! شاید لازم باشد به قبل از یه شاخه نیلوفر برگردیم . به مصاحبه شهروند امروز ، در آستانه پخش یه شاخه نیلوفر ؛ آنجا که آهاری می گوید در کارهای بعدی دُز راک آهنگها بالاتر رفته .آنجا حتی قطعه ای از آلبوم بعد برای مصاحبه کننده گان (مجید رئوفی و مهدی معزی) گذاشته می شود که می گویند : " قطعاتی از آلبوم یه شاخه نیلوفر و قطعه بسیار متفاوت و گیرایی از آلبوم بعدی را شنیدیم كه بسیار جذاب بودند." آنجا چاووشی و آهاری دغدغه ی این را دارند که آلبوم بعدی زودتر شنیده شود.آهاری ضمن توصیفی از فضای آلبوم می گوید : " الان میخواهیم در یك موسیقی صرفا راك كه فضای سوررئال دارد، فضای ایرانی هم بگنجانیم. اگر بتوانیم الان این كار را بازار بفرستیم خودمان را بالا میكشیم".
اما می رسیم به صحبتهای بعد از یه شاخه نیلوفر؛ اولین خبر جدی در باره آلبوم بعد که می توان به منبعش اعتماد کرد در خبر آنلاین درج شد . نویسنده آن در جملات پایانی با ارجاع دادن به شواهد سعی می کند تصویری از فضای آلبوم بعدی ارائه دهد و خبر از اتفاقات جدیدی در آلبوم می دهد ، جملاتی که مهیج اند . " سه چهار آهنگ ترنس و هاوس فوقالعاده در این آلبوم گنجانده خواهد شد. آنهایی که این قطعات را شنیدهاند، میگویند فوقالعاده است..." مورد دیگر صحبتهای خود چاووشی در همان مصاحبه نوروزی است . مهم ترین جمله ای که او می گوید و شاید کمتر کسی آن را در نظر گرفت این است : " سعی کردیم تمام آن چیزهایی که شنیدیم را درست اش کنیم. " همین جمله کوچک می تواند امیدواری بزرگی را درباره آلبوم بعد و همین طور یه شاخه نیلوفر بسازد ، از این لحاظ می گویم یه شاخه نیلوفر که این نشان می دهد نقدها و ایرادات یه شاخه نیلوفر به او رسیده ، اینکه نگرانی ها به خوبی درک شده یا نه باید دید .
چه خوب شد آنچه که درباره یه شاخه نیلوفر باید را گفتیم و در چاه تعصب نیفتادیم . اگر چه یه شاخه نیلوفر را نقد کردن ، وفاداری و تعصب واقعی است نسبت به محسن چاووشی در دوران قبل از یه شاخه نیلوفر . آلبوم بعدی چاووشی به مثابه لبه تیغ است . می تواند تیر خلاص باشد و سقوط از طبقه ششم یا پرواز با آن بالهای تازه روییده و بازگشتی شکوهمند . اگر پرنده الهامش رها باشد و گوشه دنج تنهایی موجود .

گویا قرار است کتابی از حسین صفا با عنوان کنار پله ی تاریک منتشر شود . خوب است که می توانیم بیشتر با آثار حسین صفا آشنا شویم.
ناشر هم نشر دارینوش است .
*تصویر جلد کتاب تغییر کرده است
اما invis پیشنهاد کرده 10 گانه خود را معرفی کنیم . اول از همه از محضر آقای محمد رضا آهاری عذرخواهی می کنم ، با خواندن مصاحبه اخیر و حرفهای ایشان این امر بر من مشتبه شده که یادآوری هریک از این ترانه های زیر می تواند تیری باشد بر قلب ایشان . من نمی توانم آهنگها را لیست کنم آن هم به ترتیب. واقعا کار سختی است ، فقط می توانم نام ببرم و فقط درباره چند تایشان که می آید می نویسم ؛ بدون ترتیب . خدا را ! آخر چگونه از میان این آیات 10 تایشان را انتخاب کنم ؟ : کفتر چاهی ، صبوری ، بانوی من ، عشق دو حرفی ، تنگ بلوری ، شادابی ، خیانت ، پرنده ، ابرای پاییزی ، گل سر ، شعر سپید ، خاطره های مرده (ورژن اول ) ، هق هق ، قاتل حرفه ای ، تیغو می کشم ..، تئاتر زندگی ، شبانه و نمیتونم ...
کفتر چاهی : موسیقی ابتدایی این قطعه با زمان اتفاقش یعنی اولین آلبوم ، صحنه شگفت انگیزی است از یک شروع . انگار که هر چه می گذرد دارد به عظمت این تراک افزوده می شود . و صدای تلخ محسن وقتی با این ابیات هم آغوش میشه : ای خلیج یخ زده / خرمن ملخ زده .... نوع خواندن این دو مصرع را عجیب دوست دارم . و مگر می شود نام حسین صفا را به خاطر نسپرد به خاطر ش .
حسرت خیس : یکی از بهترین ترنس های چاوشی . بوی خاک و نم کوچه میگه هنوز دیوونتم ...این لحن دیوانه ی دیوونتم مرا دیوانه می کند ! چیز دیگری که باعث میشود این یکی از علاقمندی هایم باشم حرکت ترانه است . این که زمان درش می گذرد مثل یک داستان ، همیشه از این نوع ترانه ها خوشم می آید . چه برسد به اینکه این ترانه اثری از محسن چاوشی باشد با اجرای ماندگار خودش . دیگه بارون نمی باره توی جاده پره برفه ...
هق هق : دست از سر ما بردار ... یک محسن چاوشی اصل ! همین است . عقب افتاده و بدوی نیست که نیاز به پیشرفت داشته باشد ! فقط یه کم عصبانی است . آدم است دیگر ، اگر قرار نبود عصبانی شود که می رفتیم قاسم افشار یا مجید اخشابی گوش می کردیم ! . لحن کلافه ی محسن را دیوانه وار دوست دارم . ملودی مثل همیشه خوب است و به شعر می نشنید . یادم میفته لحظه ای که دست تو رو شد برام/ قسم می خوردی پیش من / که جز تو عشقی نمی خوام ...عاشق این تو رفتگی صدا در "... نمی خوام "هستم .
بانوی من : مثل شرابها .نــــــــــــه بانوی من تو در من ..همین کافی نیست ؟ مثل شرابها ...نـــــــــــــــه .... بعضی موقع ها فکر می کنم خدای من این را از کجا آورده ! همین که این ترانه ی عالی امیر ارجینی را اینطوری بخواند" نــــــــــــه... " ! اعجاز فقط در این نیست در مصرع بعد هم : سرگیجه های بعد از ... به شناور بودن خواندن " بعد از...." توجه کنید که دارد گیجی را القا می کند . یعنی اتفاقی است ؟

شبی می رسد؛ در سرما و ازدحام منتظریم درهای سالن باز شود ...
//
"برای صحبت با محسن چاوشی به منزل سیامک شکوری
گیتار
یست آهنگهایش رفتیم . از خواب بیدار شد و نشستیم و کلی صحبت کردیم ...."تقریبا دو سال پیش بود ! در لید مصاحبه مجله آن موقع تازه
نفس ِ شهروند امروز با محسن چاوشی . به این فکر می کنم که محسن چاوشی به همراه سیامک شکوری شب
قبل از مصاحبه تا دیر وقت داشتند آهنگ خاکستر را می ساختند و این کار تا دمدمای صبح
طول کشیده .احتمالا علت خواب بودن او در زمان قرار مصاحبه هم همین بوده است . چه
توهمی ! هی می خواهم خوبی این "خاکستر " را به چیزی ربط
بدهم مثلا به حضور سیامک شکوری در این تراک ! به جز حسین صفا ، او تنها کسی است که
از "کفترچاهی" تا "یه شاخه نیلوفر" نامش همواره در کنار چاوشی
است . هنوز مطلبی که چهار سال پیش در اولین وبلاگی که از محسن چاوشی و ظهورش می
گوید و نام مشکوک "سیامک" پای آن به چشم میخورد ، موجود است (لینک نمی
دهم !). شاید همین تاریخی بودن حضور اوست
که نوای گیتار کار شده در "خاکستر" کمی ما را راضی می کند و می
برد به همان فضای بین "خودکشی" و "متاسفم" و در مجموع چیزی که
ما را کشانده است تا اینجا ،کاری که مسلما "شور" موجود در
"دلتنگی" نمی کند . نه ؟ یا حتی می خواهم بگویم این "خاکستر"
تنها ترانه ی آلبوم است که وارث " کفتر چاهی " ، " صبوری " و "عشق دوحرفی " و "
ابرای پاییزی " می تواند باشد.البته حساب ابرای پاییزی کمی جداست . اصلا فکر می کنم در
این آلبوم شعر و همینطور فضای آهنگینی به قدرت و وجود ابرای پاییزی نیست . اگر کسی
دلبسته ی کارهای قبلی باشد و یه شاخه نیلوفر را نپسندیده باشد .در برابر مخالفان
نظر خود باید ابرای پاییزی را علم کند !
اعصاب مي رود . پس کجاست آن صداي پرصلابت و مردانه ؟ اين لحن مناسب کودک "گل سر" بود و هيجان زده مان مي کرد اما حالا انگار که داريم يک گل سر مدام مي شنويم . از گوشه ي خشن صدا که ديگر نگوييد که انگار اصلا نبوده و به کل گم شده به جز لحظه هايي که انگار از دست در رفته وگرنه ... مگر اينجا جنس صدا را هم سانسور ميکنند ؟ يا که عمد و آگاهي در کار است ؟ اين هق هق هاي زيادي همان "روانشناسي کلمه" است ؟ چرا خشونت و اقتدار پنهان در تنهايي ِ آهنگهاي او ،جايشان را به درماندگي و ويراني دادهاند؟ گفتم "هق هق " ! نکند محدود کردن دايره ترانه سرايان به ضررمان تمام شده است ؟ شايد ترانه ها مهم نيست چون قبلا از "سرفه" صحبت کرده ايم ولي به نظرم صداي او در شکل نرمالِ خواندن واجد خصوصيات خستگي و ويراني است و ديگر نياز به اغراق نيست که اينجا او اين قدر سعي در به رقت آوردن احساس دارد . خودماني بگويم آه و ناله هم حدي دارد و اين نه به معني عوض کردن فضاي غمگنانه است که منظورم نحوه ي خواندن است . البته لحظات خوبي هم هست که زياد از اين آلبوم بي نصيب نباشيم ولي اين ها گلايه هايي است تند و شايد زود هنگام که در بر خورد اول با " يه شاخه نيلوفر " ذهنم را پر کرد . و يک سوال بد بينانه ! آيا در اين تغيير نقش يک مشاور مستتر است ؟ اگر هست دورش کنيد از او که دارد اصل جنس را به فرع مي کشاند . دورش کنيد !
کرده تا هم فضاي جديدي به کارهاي چاوشي بدهد و هم خودش به يکي از آرزوهايش که همان پياده کردن ايده هايش با صداي چاوشی است برسد . آنها در اين آلبوم کمي به راک نزديک شده اند . شنيدن آهنگهایی با صداي محسن چاوشی با فضاسازی راک حتما هيجان انگيز خواهد بود . آلبوم "يه شاخه نيلوفر" در شرف انتشار است ، تا اتفاقي خوب باشد . محسن چاوشی به همراهي محمدرضا آهاری حدود 28 قطعه را آماده کرده که تعدادي از اينها در قالب آلبوم "يه شاخه نيلوفر" عرضه مي شود و بقيه که در آنها از اشعار کلاسيک هم استفاده شده در آلبوم بعدي شنيده خواهد شد . مجوز اين آلبوم به گفته تنظيم کننده اش گرفته شده ولي زمان قطعي پخش معلوم نيست .
غم دارد " ياران و همرهان عنان از کف داده پيراهن چاک دادند و فرياد ها سر دادند ...

این روزا
واسه من نمودارش سینوسی شده هی همه چی خوب می شه بعد یهو گند میخوره بهش البته ماه
گذشته تغییر فاز کلی ایجاد شد که خیلی تاثیر گذار بود واقعا نقش یک نیروی خاص غیر
طبیعی رو حس کردم ولی قبل این که این
اتفاق بیفته خودم انگار مطمئن بودم اوضاع بر وفق مراد میشه با این که همه می گفتن
در صد احتمالش به صفر میل می کنه . همه می گفتن این چه بی خیاله ، بی خیال نبودم
ولی اصلا بروز نمی دادم و به طرز مضحکی شاد بودم
با این که نباید می بودم . الان
بعد یکماه که فکر می کنم چه اتفاقی افتاد و گذشت هنوز درصدی ناباوری دارم . اما این نمودار سینوسی ...الان تو گودی اون هستم . باید تحلیلش کنم .
اما حسی می گه به این حرفا غلبه کن /به جاش آهنگ
رو پر از کلمه کن... این الان اومد تو ذهنم .
یاس خونده
:دی
//
هیچ وقت
با آدمی که خودشو روشنفکر نشون میده بحث نکنید . مخصوصا اگه ادبیاتش نشون میده توی
این کار مهارت داره .یعنی فک زدن با ژست . طبق تجربیاتی که من در همین چند روز
بدست آوردم نتیجه بحث این می شه :1- آخرش فحش می خوری به محترمانه ترین شکل ممکن
.
2-چون اعصاب جر و بحث نداری ممکنه بهش
فحش بدی به بدترین شکل ممکن
3 - نظر شما ، نظر اکثریته ولی
احساس تنهایی می کنی به احمقانه ترین شکل ممکن .
اصلا به
نظر من بحث سلیقه ای نکنید آقا . بگید من این فیلم رو این موسیقی رو دوست دارم ، اما
اگه یکی همون چیزایی که شما دوست
داری رو کوبید و هزار تا ایراد گرفت بگید
"خب سلیقته بمنچه "
یا مثلا "تو با اون حال نکردی ، به چیزم "
. با بحث و جدل نمیشه تو مخ یکی
فرو کرد که از اون فیلم یا آهنگ خوشش بیاد .
این هم کمی از بیانات ما بود
//
زمستون
داره میره ، هیشکی واسش گریه نمی کنه ...
"اما یک اما..!
آیا بهتر نبود پیشتر
ها برای ارتقا امنیت اجتماعی ازادامه ی فعالیت این اراذل و اوباش و
سارقان و متعرضان به حریم خصوصی و شخصی هنر و هنرمندان جلوگیری
میکریم؟"
این که
خواندید بخشی از بیانییه سازمان فیلمسازان
ترقی خواه ایران نبود ، بلکه نوشته ای از فرهاد عزیزی است که هم اکنون بر پیشانی سایت تازه
راه انداری شده " mohsenchavoshi.ws " است، که واقعا قابل تامل است .
او مثل اینکه بیشتر تحت تاثیر تبلیغات خود قرار گرفته آنگاه که روزی هزار بار سایت مزبور را سایت رسمی محسن چاوشی (خواننده ی تا الان غیر رسمی ) خطاب می کند و به همه ی اد لیست های خود و دوستانش سند تو آل می کند . به راستی فرهاد عزیزی فکر می کند پشت چه تریبونی قرار گرفته
است ؟ او نمی داند ممکن است این سخنان
پرگهر به ضرر کسی تمام شود که سایت را با عکسهای او مزین کرده اند ؟
دیگه از
این کلمه رسمی حالم بهم می خوره....
دامنه ی
سایت را داشته باشید ....دبلیو اس !!
عاقبت
سایت mohsenchavoshi.ir هم مغلوم نیست چه شد!
دامنه
ی mchavoshi.ir نیز توسط مهدی جهانگیر ثبت شده و آدرس دوم
ام سی سانگ است که مالکش آن را سایت رسمی
هواداران محسن چاوشی (خواننده ای که تا الان غیر رسمی است ) معرفی می کند .
mchavoshi.irشاید دامنه ی معقول تری
برای سایت رسمی آینده چاوشی باشد اما مهدی
جهانگیر هیچ ارتباط مستقیمی با چاوشی ندارد تا با او عکس دو نفری بگیرد .
جایی که
ارتباط نزدیک تر دامنه را تعیین می کند .
کاش می شد این سایتهای به اصطلاح رسمی ما را از خبر رسانی ها ی مستمر ، کوششهای بی دریغ و گوهرفشانی ها ی به موقع خود محروم نمایند .حداقل تا چند ساعت بعد از ریلیز اولین آلبوم که اون برچسب لعنتی ،جهنمی را دارد صبر پیشه نمایند و بعد مثال قارچ رویش بفرمایند .

علی : دوره دوره ی علافی و بیکاری ما بود ...مجوز کاست بهمون نمی دادن یا دیر می دادن و کارای من لو می رفت از کنسرت و مجالس خصوصی هم بخاطر بگیر بگیرا خبری نبود.... ولی من افتاده بودم به خرکاری ،از لج همه شب تاصبح ، صبح تا شب آهنگ می ساختم و شعر می گفتم و تنظیم می کردم...
علی سنتوری /داریوش مهرجویی
بعد از
گذری کردن روزها ی نا امیدکننده که با جلوگیری از اکران سنتوری شروع شد و با توقیف
6 ماهه " آوای باربد "و به دنبال آن تعویق پخش آلبوم "یه شاخه
نیلوفر" ادامه پیدا کرد تا امروز ، حواریون محسن چاوشی این روزها پیغامهایی
را دریافت می کنند که حاکی از نزدیک شدن بیش از پیش به پخش آلبوم "من خودم سیزدهم" است .
این آلبوم
که با حمایت حوزه هنری منتشر می شود با کارهای قبلی او تفاوت زیادی دارد .در این
آلبوم خبری از ترانه های امیر ارجینی و حسین صفا نیست .محسن چاوشی به جای استفاده
از ترانه های دوستانش به جبر حوزه یا اختیار خودش اشعاری از مولانا و شهریار را
انتخاب کرده.در این آلبوم دو شعر از شهریار اجراشده.
برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در
پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم
راستی چرا این منتقد لس آنجلس تایمز چاوشی رو اینجوری نوشته ؟:دی




مجله ی چلچراغ مطلبی نوشته که در زیر می تونید بخونید در ضمن تیتر صفخه اول مجله هم هست : " متاسفم برات ای دل ساده "... همچنین در فرم نظر سنجی مربوط به مراسم شب چله چلچراغ نام محسن چاوشی به عنوان یکی از کاندیدهای گرفتن نشان محبوبیت نسل سوم هست که اگر در بین کاندیدها بیشترین رای رو بیاره در مراسم شب چله این نشان به او تقدیم می شود .

حالا حالاها توقع شنيدن آهنگهاي جديد اكثر چهرههاي مطرح موسيقي را نداشته باشيد. بسياري از آنها بدون آنكه بدانند نامشان وارد black List موسيقي شده است، اين روزها ممنوعههاي موسيقي هر روز بيشتر ميشود.اين چهرهها زماني كه به طور مستقيم و غير مستقيم براي انجام كارهاي تازهشان به طبقه پنجم تالار وحدت رفتهاند، با يك «نه» قاطع براي ادامه فعاليتهايشان مواجه شدهاند. ممنوعيتي كه براي برخي از آنها با انجام تعهدات خاص و دوندگيهاي چندين ماهه بين طبقات دو، پنج و هفت تالار وحدت قابل حل است.با كنار رفتن حوزه هنري، ديگر نهاد صادر كننده مجوز آلبوم و كنسرتهاي موسيقي توسط ارشاد، تمام راههاي مجوز به تالار وحدت ختم ميشود و اهل موسيقي چارهاي جز تعامل با تنها نهاد صادر كننده مجوز فعاليت آلبوم و كنسرت ندارند.
ياغي و آرامشي خودخواسته/ محسن چاووشي
ياغي، اين روزها در آرامشي خودخواسته به سر ميبرد. ياغيگري توأم با صداقت او، نشأت گرفته از روزهاي جنگ و دفاع مقدس است. هر چه كه باشد او جنگ را از نزديك با همه وجود لمس كرده است. مشكلاتي كه هنوز هم او و خانوادهاش را رها نكردهاند. زماني كه صدايش فقط يك بار و در يك نوبت از راديو جوان پخش شد، مطبوعات زرد به بدترين شكل او را هدف گرفتند و با فراموش كردن موسيقياش فقط يك قسمت از حرفهايش را تيتر كردند: «مجوز يعني توهين به خواننده و مخاطب». عقيدهاي كه وضعيت پيچيده او را بحرانيتر كرد. پافشاري بر عقايدش او را تا انزوايي كامل پيش برد. تازه داماد موسيقي ايران سالهاست كه با آهنگهايي كه اكثراً براي دل خودش ميسازد، در حال يكهتازي است. بچه موسيقي ايران، حتي با آهنگهاي ارزشي و متفاوتي كه باز هم براي دل خودش خواند و دست به دست چرخيد و همهگير شد و باعث پخش مكرر آهنگ امام رضا از رسانه ملي شد، نتوانست مشكل مجوز او را حل كند. موضوعي كه با اعتراض خوانندهاش مواجه شد. «بالاخره من مجوز دارم يا نه؟ اگر ندارم چرا آهنگ من از همگانيترين رسانه پخش ميشود؟»
سيد محسن چاوشي حسيني، هنگامي كه در آخرين روزهاي سقوط خرمشهر به همراه خانواده و با آخرين مقاومت كنندگان درون شهر، زادگاهش را ترك ميكرد، هيچ وقت به ماندن در پشت درهاي بسته واحد موسيقي فكر نميكرد.
محسن چاوشي، شايسته عنوان بدشانسترين خواننده موسيقي ايران است. او همواره چوب رفاقتهايش را خورده و به قول خودش، زخم خورده رفاقت است. بعد از لو رفتن چند آهنگش توسط دوستان كه او را وارد ليست خوانندگان بدون مجوز و back List كرد، حذف نام و بعدها صدايش از فيلم اكران نشده «سنتوري»، متوقف شدن و جلوگيري از انتشار آلبوم «يك شاخه نيلوفر» حوزه هنري و همچنين متوقف كردن انتشار آلبومي با اشعار مولانا و به مناسبت سال مولانا باز هم در ادامه همان روند سابق، مجموعهاي از بدشانسيهاي او در يك سال اخير است؛ سالي كه ميتوانست روياييترين آغاز را در موسيقي او ثبت كند، نااميد كنندهترين روزها را براي او به ارمغان آورد.
محسن چاوشي در نيمسال دوم امسال تمام حاشيههايش را به صفر رسانده و حتي دوستان مطبوعاتي هم از او خبر ندارند. تغيير سه باره شماره تماس او و همچنين داشتن آخرين شماره تماس از او به گفته خودش در گوشي پنج نفر از دوستان مورد اعتمادش اولين قدم او براي ختم حاشيهها و رفاقتهايي است كه او و موسيقياش را با تمام شايستگيهايشان از مجوز دور نگه داشتهاند.
پ.ن:من با این کلمه یاغی مشکل دارم .
گرگي تو و ميشم من جمعا به تو آويزيم
آب از تو سريشم من جمعا به تو آويزيم
...
اُگزاز و ديازپامي چون زلفت ، آرامي ...
چون زلف تو نآرامم رسوا و پريشان من...
//
محسن نامجو/{گیس}
چرا باید از شنیدن بی واهمه ی صدای خواننده ایی که سطح کارش لااقل از آن کسی که این روزها روی دیوار آجری نشسته و دارد به سر مالامال از پرسش چرایی فقدان چاووشی سنگ پرتاب می کند،محروم باشیم؟...زخم عمیق چاووشی و دنیای ترانه هایش مگر چقدر بدخیم و نافرم است که نباید هوادارانش روی آن مرهمی خنک بگذارند!؟...چرا کسی از لگد خوردن عزیزی که تاب ایستادنش گرفته شده،حمایت نمی کند!؟
این روزها دارم به خود چاووشی هم شک می کنم...من از این آدم می ترسم...بدجوری دارد نزدیک روح مان می شود...به قولی این روزها آنقدر زخم زبون را گوش داده ام که دارد از " گوش هایم خون می چکد..."
آقای محسن چاووشی،نزدیک ترین داروخانه را می توانی از 191 بپرسی!
اما می دانم
می دانم که حتی خانم خوش صدای داروخانه هم به تو پنبه و پانسمان و بتادین نخواهد فروخت!
تو باید روی سنگ فرش خسته ی پیاده روهای تهران...خسته تر از خودت..جان بدهی...آنقدر از رگ های سر بازت خون بریزد بیرون که دیگر کسی از شقاوتش نیاید...از دلش نیاید به تو لگد بزند...به حنجره ات."
تو خون و ناپاکی زمینی را از دست می دهی و می روی بهشت...و من مخاطب تو خواهم بود...قول می دهم.
به خاطر همه ی نغمه هایت و...و به خاطر سنگ صبورت.
مگه نگفتی چند تا مطلب دارم ؟!
یا پست بزن و وبلاگ رو آپ کن یا اینکه اصلا استعفا بده !
این مقام چاووشیستی حرمت داره آقا ! . . من نمی ذارم این ارزش ها رو بشکونی ....
اصلا اخراجی ،... اخراجی آقا ....
بدینوسیله حکم تعلیق موقتی مقام چاووشیست ثانی را امضا می کنم.
باشد که رستگار شویم .
امضا : چاووشیست اعظم ۱۵/۸/۸۶
چند نفر از دوستانم که اینترنت پرسرعت دارند در حال دانلود هستن که البته همه رو صفر درصد گیر کردن .

امروز چهارشنبه : شنیده ها حاکی است لینک سرکاری بود ،با توجه به سوابق امر بیشتر از این هم نمی شد انتظار داشت .
((توقف برنامه «مثلث» در همان شب اول به اين شايعه دامن زده است که گويا شيوه اجرا و محتواي برنامه چندان به مذاق مديران تلويزيون خوش نيامده است و از ادامه آن در شب هاي بعدي جلوگيري کرده اند. اين شايعه مدير گروه اجتماعي شبکه تهران را وادار به واکنش کرد تا در گفت وگو با فارس ضمن تکذيب توقيف برنامه مثلث از اين اقدام به عنوان ترفندي جهت ارزيابي و تصميم گيري براي قسمت هاي بعدي ياد کند. رشيدپور در شب اول برنامه مثلث از مخاطبان خود درخواست کرد از طريق پيام کوتاه درباره جلوگيري دفتر موسيقي ارشاد از صدور مجوز براي دو آلبوم موسيقي اظهارنظر کنند و با آراي خود بگويند کار حوزه هنري صحيح است يا کار دفتر موسيقي ارشاد.))
واقعا من به هوش سرشار ایشان حسرت می خورم ،نمردیم و چنین ترفندهای زیرکانه و پیشرفته ای هم دیدیم .
همین !
این پست به آخرش یه چیزایی اضافه شد
امشب (جمعه ) اولین قسمت از برنامه مثلث از شبکه تهران پخش شد که حاوی اتفاقات جالب انگیزناکی بود
اول این متن زیر رو درباره برنامه بخونید تا متوجه بشید چه جوریه تا بگم که چی شد !
بعد از اینکه درباره چند تا موضوع (موضوعاتی مثل اظهارات جدید ده نمکی و تهمینه میلانی و همچنین درباره حضور فرزاد فرزین در تلویزیون در حالی که خوانندگانی که از شبکه های ماهواره ای کلیپاشون پخش می شه غیر مجاز محسوب می شن و مجوز به آنها داده نمی شود ! که کاری نداریم در این باره )نظر سنجی شد ،ناگهان رشید پور موضوع مناقشه حوزه هنری و ارشاد را پیش کشید و گفت که حوزه هنری دو آلبوم محسن نامجو و همچنین محسن چاوشی (این اولین بار بود که نام محسن چاوشی در رسانه ملی به زبان آورده شد ) را منتشر کرده و ارشاد نیز با آنها مخالف است بعد آقای دشت گلی مدیر اداره نظارت و ارزشیابی موسیقی ارشاد بروی خط آمد تا در این باره توضیح دهد فقط دو دقیقه !
بعد از حدود یک دقیقه سلام علیک و صحبت های تکراری نظیر اینکه تنها نهاد مجوز دهنده ارشاد است گفت :" در مورد آلبوم ترنج آقای نامجو باید بگم این آلبوم تمام مراحل مجوز گرفتن را پشت سر گذاشته بود و مراحل آخر را طی می کرد که متاسفانه با نا هماهنگی که به عمل آوردن حالا یا تهیه کننده اش یا سازمان مربوطه این نوار رو منتشر کردن محسن چاوشی هم که شما می فرمایید هنوز حوزه منتشر نکرده این نوار رو ،.. من زمان دارم ؟!؟! " و بوق ممتد که انگار صدای تیر کشیدن مغز و قلب من بود !
دانلود فایل صوتی (توانستم قسمتی از آن را ضبط کنم )
برنامه ای که تا 4 دقیقه قبلی ریتم کند و خسته کننده ای داشت ، حالا داشت قوانین فیزیک را زیر پامی گذاشت و به سرعت نور نزدیک می شد بعد از قطع شدن تلفن رشید پور گفت :"متاسفانه قطع شد می خواستم درباره اینکه آیا جمع آوری آلبوم ترنج از سطح فروشگاهها صحت داره یا نه بپرسم که نشد حالا سعی می کنیم این موضوع رو در برنامه آینده پیگیری کنیم شاید هم با مهندس احمدی رییس اداره موسیقی ارشاد تماس بگیریم "
حالا نوبت به گفتن نتایج نظر سنجی بود و اینجا بود که شگفت آور بود .در همان چند ثانیه 15 هزار نفر اس ام اس زدند رشید پور که منتظر بود تعداد بیشتر بشه بخاطر کمی وقت واینکه داشت تیتراژ می رفت نتایج را گفت 85 درصد مخالف و 15 درصد موافق
یعنی 85 درصد از رای دهندگان با توضیحات آقای دشت گلی قانع نشدند که بسیار برایم خوشحال کننده و لذت بخش بود .
حالا باید منتظر بود که در برنامه بعدی (فردا)این موضوع پیگیری می شود یا نه !
واقعا آن موقع که می خواست درباره چاوشی توضیح بده و تلفن قطع شد لعنت بود که نثار می کردم با داد و فریاد البته قبل از آن با پخش قسمت ابتدایی آهنگ خیانت بر روی وُله های این برنامه فریاد زدم !
------------------------------------------------
گفتم دیگه پست جدید نزنم ،دیشب (شنبه )برنامه مثلث پخش نشد در حالی که قرار بود هر شب پخش شه اگه امشب هم پخش نشه فک کنم این برنامه هم به خاطر نام بردن از ......
ولش کن فکرای بد نکنیم .
طیف شنوندگان محسن چاوشی را گروههای متنوعی اجتماعی تشکیل می دهندو همینطور طبقه های مختلف سنی ، این فراگیری ، یک موفقیت بزرگ برای هر خواننده ای محسوب می شود در مدت اقامتم در تهران ، صدای چاوشی را د تاکسی های تلفنی ، مهمانی های جوانانه و محفل های روشنفکری متفاوت شنیده ام. به نظر می رسد چاوشی در مقایسه با بنیامین با گروههای متفاوت تری از اجتماع ارتباط برقرار کرده است .
صدای چاوشی با وجود شباهتش به صدای یکی از خوانندگان مشهور آن سوی آب ، از چنان اعتماد به نفسی و غروری برخوردار است که در همان چندثانیه اول ، هرگونه احتمال تقلید را از بین می برد .باشنیدن ترانه های چاوشی از هرگونه توهمی در مورد آگاهی خواننده از جنس و تاثیر شگفت آن بر شنونده خارج می شوم .او غریزی می خواند و حتی گاه از چارچوب نیز خارج می شود دلبستگی های او به موسیقی تجاری کاملا مشهود است .در برخی از ترانه هایش به شکلی مبالغه آمیز درصدد به رقت آوردن شنونده است. صادقانه می گویم تا حالا نشده بود از خواننده ای خوشم بیاید که تعداد ترانه های خوبش این قدر کم است .
صدای چاوشی پتانسیل غریبی برای در آمیختن شکایت از روزگار با مفاهیمی چون عزت نفس ، نا امیدی و فریاد دارد دینامیسم صدای او حیرت انگیز است ،صدایی وحشی و غیر قابل کنترل . نوع صدای او را در غرب در طبقه اسموکی قرار می دهند صداهایی دورگه و خش دار(مثل صدای کریس ریا ، نیک کیو و لئونارد کوئن) .صدای او بر عکس صدای بنیامین که شنونده را به خلصه فرو می برد ، بر انگیزاننده و مهیج است . اما در عین حال به هیچ وجه مبتذل نیست . صدایی مردانه که می تواند از تلخی های روزگار بگوید صدایی بدون تلاش و بدون آن که توی ذوق بزند تا بالاترین دسی بل فریاد یش می رود و ذره ای از تاثیرش کم نمی شود و بعد با کمترین فاصله ممکن با موفقیت به یک نجوا تبدیل می شود .
در ترانه دوصدایی که با فرزاد فرزین خوانده است تمایز شگرق صدای چاوشی مشخص است .فرزین هم خواننده پرقدرتی است که تسلط بسیار خوبی بر صدای خود دارد و مانند بنیامین از غریزه ای قابل تحسین در شناخت ریتم و آوا برخوردار است . او به عنوان یک خواننده و به لحاظ حرفه ای کار خود را بهتر از چاوشی در این ترانه دو صدایی انجام می دهد و به بهترین شکل ممکن سهم خود را در این کار ادا می کند. اما با تمام این احوال در قسمت پایانی ترانه که این دو خواننده بلافاصله برروی قطعات یکدیگر شروع به خواندن می کنند ضربه و قدرت صدای چاوشی صدای فرزین را به حاشیه می راند . اینجا جنس صدای چاوشی است که تبدیل به برگ برنده او می شود . صدا چنان خشن ، آزاد وقدرتمند است که هر صدای دیگری را بی رنگ می کند .حتی صدای موزون و موثر فرزاد فرزین را. چاوشی آنقدر این قطعه را خوب اجرا می کند که خواننده حتی متن پیش پا افتاده آن را نیز فراموش می کند ((مگه بهت نگفته بودم بیتو روزگار من تیره و تاره ...))
معتقدم که انتخاب صدای او از سوی مهرجویی برای فیلم سنتوری ،دلایل آشکار و واضحی دارد. مهرجویی متخصص استفاده از پدیده های تاثیر گذار فرهنگ عوام و تلفیق آن با آرایه های روشنفکرانه است. صدای چاوشی دقیقا همان چیزی است که مهرجویی می خواهد . خاص ، ویژه ، غریزی و بدون خود آگاهی روشنفکرانه . همان ماده خام دلخواه مهرجویی .
چاوشی را دو خطر عمده تهدید می کند . اول هیجان خانه کرده در اعماق صدای تلخ اوست . پتانسیل صدایش برای به هیجان آوردن شنونده ، راه را برای فعالیت آزاد در عرصه موسیقی پاپ ایران ،با توجه به قوانینن دست و پاگیر سخت می کند و شاید مجبور شود این ویژگی شگرف صدای خود را مخفی کند. دوم آن که اونیاز دارد با آهنگ سازانی زبده و مهمتر از آن با ترانه سرایانی ممتاز کار کند . معتقدم اشعار یغما گلرویی بهترین دستمایه برای صدای قدرتمند محسن چاوشی هستند . اشعاری تلخ ، موزون ،نوستالوژیک و در عین حال معترض . چاوشی اگر از بخت . اقبال مناسبی برخوردار شود و از جاذبه های موسیقی تجاری دور شود ، می تواند نامی ماندگار برای خود دست و پا کند . صدایی با طعم قهوه سیاه و غلیظ ، بدون شیر و شکر .
دیوید منیعی ،پژوهشگر موسیقی ملل و فارغ التحصیل کالج موسیقی واشنگتن
یادداشت دیوید منیعی ،پژوهشگر موسیقی ملل و فارغ التحصیل کالج موسیقی واشنگتن رو در چلچراغ هفته گذشته خواندم و بسیار باعث انبساط خاطرم شد(انبساط بود ؟) این اولین باری بود که یک نظر و تحلیلی درست حسابی از یک کارشناس موسیقی راجع به موسیقی و صدای محسن چاوشی منتشر شد با عنوان "قهوه بدون شیر و شکر " که با این تیتر کاملا موافقم (رجوع شود به مطلب "صدای تلخ " کمی پایینتر) تکمله ای هم که از رسول ترابی (مصاحبه بهمن پارسال رو یادتون هست ؟)پای این مطلب بود که این جوری شروع شده :"موسیقی سیاه و صدای خش دار و بغض آلود او ..." که واقعا به وجد اومدم با جمله ای تلخ پایان می رسید :"محسن چاوشی این روزها افسرده است ."

روزنامه اعتماد خبرهای جدیدتری هم می دهد واز قول محمد رضا آهاری به عنوان تنظیم کننده و مدیر برنامه های محسن چاوشی می نویسد :
"چاوشي اخيراً چند کار جديد ضبط کرده است که در ميان آنها کارهايي از شاعران کلاسيک ايراني همچون حافظ و مولوي نيز وجود دارد"
متن کامل مطلب هیجان بر انگیز روزنامه اعتماد را در زیر بخوانید به خصوص اونجاهایی که بولد کردم :
آلبوم محسن چاوشي هم سرنوشت ترنج محسن نامجو را پيدا مي کند
حوزه هنري جايگزين ارشاد
گروه فرهنگي؛ در حالي که آلبوم «ترنج» محسن نامجو مدت ها در دفتر شعر و موسيقي وزارت ارشاد در انتظار مجوز مانده بود، در نهايت مجوز انتشار آن توسط مرکز موسيقي حوزه هنري صادر شد. اين مرکز در ادامه سياست هاي چند ماهه اخير خود در ارائه مجوز به آثار معروف به «زيرزميني» از انتشار آلبوم ترانه هاي «محسن چاوشي» خبر مي دهد که احتمالاً قطعاتي از ترانه هاي فيلم «سنتوري» هم در آن خواهد بود. با صدور اين مجوزها به نظر مي رسد که مرکز موسيقي حوزه هنري تصميم دارد نقشه مديريتي حوزه موسيقي را دچار تغييرات اساسي کند. پيشتر نيز گفته بوديم که تصور مديران دفتر شعر و موسيقي وزارت ارشاد نسبت به موسيقي پاپ و انواع گونه هاي آن تصور اشتباهي است و تنها زمينه ساز حضور جدي موسيقي زيرزميني در بخش عمده يي از جامعه خواهد شد. به نظر مي رسد که تصور مديران مرکز موسيقي حوزه هنري در نقطه مقابل تفکر مديران دفتر شعر و موسيقي قرار گرفته است. آن چنان که «رضا مهدوي» رئيس مرکز موسيقي حوزه هنري در گفت وگو با فارس مي گويد؛ «پس از استقبال از آلبوم ترنج «محسن نامجو» پس از بررسي ها و کارشناسي هاي لازم در نوع فضا، لحن، بيان صدا و شعر در کار محسن چاوشي، ان شاءالله اگر مشکلي پيش نيايد بعد از ماه مبارک رمضان اين آلبوم به دوستداران موسيقي متنوع ايراني تقديم خواهد شد. البته نه آثاري که در دسترس عموم بدون انتشاري رسمي هست بلکه با اشعار تازه يي که به «چاوشي» ارائه خواهيم داد.» البته مهدوي توضيح نداده است منظور از ارائه شعر چيست و آيا قرار است در نتيجه اين ارائه شعر چاوشي به شخصيت ديگري تبديل شود يا خير؟
در اين گفت وگو مهدوي تاکيد کرده است؛ «ما مختار هستيم که آثار تحت امتياز و با مجوز رسمي خود را به هر مرکز پخش معتبري واگذار کنيم، چه در زمان محدود و چه در زمان نامحدود که کاملاً هم قانوني است.» او درباره استفاده از اصطلاح موسيقي زيرزميني به اين گونه از موسيقي ها هم گفته است؛ «متاسفانه لفظ جديدي به وجود آمده، آن هم با عنوان «موسيقي زيرزميني» که اصلاً بنده چنين اعتقادي ندارم و اينها اتفاقاً هم آشکار و عيان است و در واقع خيلي هم «روزميني» هستند.» رئيس مرکز موسيقي حوزه هنري درباره فضاي کلي موسيقي در کشور گفته است؛ «موسيقي اصيل ايراني مرداب تکرار و رکود است که در کنسرت هاي اخير نيز شاهد بوديم. اگر دلخوش باشيم از بين جمعيت 35 ميليون جوان کشور يا 10 ميليون جمعيت تهران 20 هزار نفر به موسيقي سنتي گوش داده باشند، اتفاق خوبي که نيست نااميدکننده هم هست چرا که بالاخره هر استادي بعد از ساليان اين تعداد هواخواه را هم نداشته باشد که جاي شک و ترديد دارد،» حالا بايد ديد سياست هاي جديد مرکز موسيقي حوزه هنري با چه واکنشي از سوي مديران وزارت ارشاد روبه رو مي شود. در همين حال محمدرضا آهاري مدير برنامه هاي چاوشي ديروز به اعتماد گفت؛ «چاوشي اخيراً چند کار جديد ضبط کرده است که در ميان آنها کارهايي از شاعران کلاسيک ايراني همچون حافظ و مولوي نيز وجود دارد.» او که به عنوان تنظيم کننده هم با چاوشي همکاري مي کند، گفت؛ «صحبت هايي با مرکز موسيقي حوزه هنري انجام شده است اما از آنجا که ميکس و مسترينگ اين قطعات جديد هنوز انجام نشده در نتيجه نسخه نهايي به حوزه هنري ارائه نشده است و اينکه آلبوم متشکل از چه قطعاتي خواهد بود به طور قطعي مشخص نيست.»
امیدوارم حوزه هنری بتواند این طلسم را بشکند .
به دلیل اینکه فعلا حس و حال نوشتن نیست این خبر را امروز میریم که داشته باشیم که برای مسافران گوگلی هم که در به در به دنبال خبر جدید هستن چیزی باشد
دو آلبوم از محسن چاوشی در راه
اعتماد ملي: دو آلبوم از محسن چاووشي توسط حوزه هنري و آواي باربد منتشر ميشود.
در ابتدا با انتشار خبري از سوره مهر مبني بر انتشار يك آلبوم از محسن چاووشي توسط حوزه هنري، پنداشتيم كه اين آلبوم در پي موفقيت نشر آلبوم محسن نامجو باز هم با همكاري آواي باربد با حوزه هنري منتشر ميشود اما طي تماسي با دفتر آواي باربد پي برديم كه دو آلبوم به شكل مستقل توسط اين دو مركز نشر موسيقي به بازار خواهد آمد.
در سايت سينماي ما به نقل از سوره مهر، رضا مهدوي مدير مركز موسيقي حوزه هنري از انتشار آلبوم محسن چاووشي خبر داد كه به <ترانه سنتوري> اختصاص دارد.
همچنين آواي باربد از انتشار آلبومي به نام <يك شاخه نيلوفر> خبر داد كه ضبط اين آلبوم در استوديو به پايان رسيده است. اين آلبوم با تنظيم و ملودي خود چاووشي خواهد بود كه شعر و ترانههاي آن را افرادي كه در گروه چاووشي فعاليت دارند، نوشتهاند.
آلبوم <يك شاخه نيلوفر> براي گرفتن مجوز به وزارت ارشاد ارسال شده و سرمايهگذار اين آلبوم آواي باربد خواهد بود كه اين بار بدون همكاري حوزه هنري آن را منتشر خواهد كرد.
محسن چاووشي هم يكي از خوانندگان راك ايراني است كه در سالهاي اخير به عنوان يكي از چهرههاي قابل اعتنا مطرح بوده است.
پشت این پنجره ها دل می گیره ....
غم و غصه ی دلو تو می دونی ....
پاییز لعنتی داره میاد و من شدم مثل شخصیت اول فیلم machinist .این چند روز توهمی هم که مثل خود فیلم بود، گذشت .

راستی از این مجله های زرد متنفرم
وقتی این مصاحبه های جدید و عکس هایی که راجع به محسن تو این مجلات زرد می بینم حالم بد می شه
آهای تو که این همه دوری از من ....
اصلا ما نمی خوایم خبری داشته باشیم ...
همان سکوت تو برایمان هزار برابر این مصاحبه ها آن هم توی این مجلات مبتذل ارزش دارد.
آنجایی که درباره ازدواج از استاد سوال می شه می خوام عوق بزنم .
آلبوم محسن نامجو نیز ریلیز شد

با این همه مصاحبه و حاشیه و آن اشعار من اصلا تصورش هم نمی کردم بتونه مجوز بگیره شاید هم آنها کارهای دیگر او را نشنده اند یا حرفای نامجو قانعشان کرده آنجا که می گوید اینها به مثابه یادداشتهای شخصی ام هست .
در گوشم فروغی می خواند :
پنجره بسته می شه شب می رسه
چشام آروم نداره تو می دونی
اگه امشب بگذره فردا می شه
مگه فردا چی می شه تو می دونی
عمریه غم تو دلم زندونیه ....
وقتی بغض فروخورده ای در عالم واقع نمود عینی پیدا می کند ،نباید نوشت ؟
تا این وبلاگ لعنتی به مثابه دفترچه خاطراتی شود شاید که آینده دوباره بخوانمش !
وقتی در ظهر تابستان احساس سردی می کنم وقتی زمان کش می آید چند لحظه و بعد از آن
پرت می شوم به دنیای ذهنی ای که تا چند وقت پیش در آن غرق بودم و من گیج و مسخ می شوم
و سردم میشود ،در ست وقتی می خواهم از ایستگاه مترو" پایین روم "و سه شنبه است امروز .
خواننده ای که تلخ می خواند ....
و این در حالیه که مجوز فعاليت شرکت آواي باربد به مدت شش ماه لغو شده است .
وودی آلن