
هرکس که مدتی این وبلاگ را دنبال کرده باشد حتما حالا میداند که روح کلی وبلاگ چاووشیست از جزئیات تا بحال بیرون آمده از آلبوم خرسند است. تغییراتی که ژاکت نسبت به یه شاخه نیلوفر از نظر عوامل دارد، معنادار است. مصاحبهی اخیر هم علیرغم اینکه در فرم سوالات و جریدهای که چاپ شده، ضعیف قلمداد
میشود از این حیث که حامل نظرات جدید محسن چاووشی دربارهی "یه شاخه نیلوفر" بود، مورد توجه است. آنجا که شاهد چرخش پاسخهای او در برابر انتقاد به "یه شاخه.." از برهان "گوشهای تربیت نشده و ضعیف" به "اشکال فنی و یکنواختی"، هستیم. انگار فریادهای زیر آب شنیده شده و مولف به نظرات دیگری جز تملق و مجیز گویی راجع به اثرش، آگاه است و این باز هم مورد خوشایند ماست. روح کلی وبلاگ چاووشیست همچنین بیم و امیدهایی نیز دارد. امیدوار است که تجربهی تلخ و ناموفق "یه شاخه..." به چشم چاووشی شکست اجرای موسیقی متفاوت، یا خاص توسط او تلقی نشود، و نگران اینکه چاووشی تنها صفر را بخواهد یا تنها 100 را، نگران پوسته ی موسیقی چاووشی است که چگونه درجامعه دیده می شود (و مگر نه اینکه از پوسته ها می توان بی هیچ حرفی به معناها پی برد؟)، وبلاگ چاووشیست همچنان دوست دارد، در کنار نام چاووشی از کلاسیک راک،راک آلترناتیو، بین المللی شدن و ... بشنود. و این هیچ منافاتی با انتقاد از "یه شاخه..." ندارد.
اما به شخصه اولین چیزی که دربارهی آلبوم جدید نظرم را جلب کرده بازگشت شهاب اکبری ست. او در این
آلبوم حضور دارد تا شاید ما بیشتر به یاد "متاسفم" بیفتیم. آلبومی که معیار
سنجش "یهشاخهنیلوفر" و میثاق ما شد، برای نامیدن آنچه که به نام موسیقی چاوشی می شناختیم و در "یه شاخه ..." حضورش را کمتر حس میکردیم. نکته دیگر تنظیم 6 تراک توسط خود محسن است که شاید اتفاق جدیدی باشد. برای این میگویم شاید، که تابحال تراکی با تنظیم خود او نشنیدهایم یا شنیدهایم و خبر نداریم! منظور بسیاری از این تک آهنگ هاست که به جز خواننده، نام عوامل دیگرشان در هاله ای از ابهام قرار دارد. امیدوارم در همین مهرماه آلبوم را بشنویم، و دچار "جبر تقویمی" نشویم که در آن صورت زمان بعدی اواخر زمستان است.
- من فقط به خاطر موسیقی وارد موسیقی شدم و به دنبال شهرت و سایر مسائل حاشیهای نبودم، از منیت متنفرم.
- سعی کردم در ملودی سازی حرکت تازهای داشته باشم، تلاشم این بود با هر کاری مخاطبم را غافلگیر کنم.
- احساس می کنم هنوز کار خاصی انجام نداده ام.
- یه شاخه نیلوفر می توانست آلبوم خیلی بهتری باشد، اشکال اصلی این آلبوم بیشتر فنی است، من روی صدابرداری محاسبه ویژهای کرده بودم، اما این محاسبات تقریبا به صورت کامل به هم ریخت.
- باید انواع دیگر موزیکها هم در این آلبوم قرار میدادم ، می بینی چقدر خوب خودم را تخریب می کنم!
- من نمی توانم غم را از خودم جدا کنم.
- متاسفانه یه شاخه نیلوفر مصادف شد با مجاز شدن آلبومهای من.
- اینترنت و بچههای اینترنت همیشه از من حمایت کردهاند. به هر نقطهای برسم یادم نمیرود که از طریق اینترنت به موسیقی معرفی شدم
- دوران من تازه شروع شده!
- یکی از کارهایی را که روی شعر استاد شهریار ساختم، فوق العاده دوست دارم. و فکر نمی کنم در آینده بتوانم مشابه آن را تولید کنم.
- من اصلا نمی دانستم "قراضه چین" که مولانا از آن استفاده کرده، یعنی چه! قراضه چین یعنی تراشههای طلا که به زمین میریزد.
- آلبوم سنتوری شش فطعه دارد: چهار قطعه فیلم سنتوری و دو قطعه از کارهای قبلیام. امتیازش را هم به آقای آزادی واگذار کردهام و دقیقا نمیدانم مجوز گرفته یا نه.
- آلبوم جدیدم که فعلا اسمی ندارد را بیشتر از "یه شاخه..." و "من خودم..." دوست دارم.
- محمدرضا دوست خوب من است و در آلبوم جدید هم تنظیم تعدادی از قطعات را انجام داده است.
- علی مهرگان دیگر ترانه سرایی است که در این آلبوم به ما ملحق شده. یک ترانه هم خودم گفتم. امیر و حسین هم با پنج و سه قطعه در این آلبوم حضور دارند.
- بعد از ازدواج حسم عوص نشد. همسرم هم موسیقی را میشناسد و شنونده خوبی برای کارهای من است.
- یک قطعه مخصوص دارم که اگر الان در موردش توضیح دهم،مزهاش از بین میرود اما همین قدر بگویم که در آلبوم جدیدم حرکتی کردهام که از من بعید باشد!