و به همين زودي دو ماه و اندي گذشت . دو ماهي که با ترانه هاي جديد گذشت . دو ماه از زندگيمان که با خاکستر و يه شاخه نيلوفر و قله ي خوشبختي به حافظه پيوست . دوره ي جديدي که دو ماه پيش آغاز شد و فعلا ادامه دارد .
زمين شناسان براي ادوار گوناگون تاريخ زمين ، اسم هاي مختلفي رو برگزيده اند . دوران پارينه سنگي - عصر يخبندان و ... در بين چاووشيست ها ، دوران مختلف با اسم آهنگ ها و آلبوم ها نامگذاري مي شود . دوراني که آغازش برمي گردد به بهار 84 . اگر چه برخي علما تاريخ ابتدايي را زمستان 83 مي دانند اما مخالفان معتقدند در آن زمان شنوندگان نمي دانستند به صداي چه کسي گوش مي دهند و از اين نظر تاريخ ابتدايي را بايد همان بهار 84 در نظر گرفت که تازه در همان هم شک و ترديد وجود دارد !
از شوخي گذشته به چند سال اخير که فکر مي کنم ، به اتفاقاتي که افتاده و نيافتاده ، به روزمرگي ها و شب مشغولي ها و در کل به آنچه گذر کرده ، هميشه صداش مياد . شهريور 84 و نشکن دلمو ، ارديبهشت 85 و لنگه کفش ، پاييز همون سال و نفس بريده ، بهار 86 و رفيق روز هاي خوب ، زمستون همون سال و آهنگ هاي سنتوري ، ارديبهشت 87 و تئاتر زندگي ، شهريور و تو ناز مي کني و نهايتا اين 2 ماه و اندي گذشته ....
در مورد همه ي اين دوره ها ميشه ساعت ها حرف زد . ميشه از همه پياده روي هايي حرف زد که صداش تو هدفون ميومد . خيابون گردي هايي که صداش از اسپيکر ماشين پخش مي شد . علافي هاي پاي کامپيوتر که لازمه اش باز کردن پلير بود همون ابتداي کار و از همه مهمتر ساعت ها و دقايقي که با صداش زود گذشتند . لحظه هايي که حرکت نداشتند و فقط يه حنجره خنجر خورده توانايي شکستنشون رو داشت .
...
ادامهی مطلب