
می کوشم در این جستار در حد بضاعت به این پرسش بپردازم که راز محبوبیت "محسن
چاوشی" به عنوان خواننده و آهنگساز در چیست. به این منظور ناچار از تفکیک ام.
نگارنده این تفکیک را میان 1- ویژگی های فردی و 2- ویژگی های موسیقیایی " محسن چاوشی " می جوید. امید دارم که
در این راه از مسیر انصاف خارج نشوم.
1- ویژگی های فردی : محسن چاوشی، متولد جنوب ایران، جنگ دیده و مهاجر است. علائق موسیقیایی عجیب و غریبی ندارد. در خلال مصاحبه هایش (شاید به
سبب عدم توجه مصاحبه گران و نیز کم حرفی خود او) به ندرت می توان نشانی از علاقمندی های ادبی و اجتماعی یافت. به
عبارت دیگر می توان "محسن چاوشی" را در دسته ی هنرمندان
"غریزی" و نه "آکادمیک" قرار داد. چه اینکه تحصیلات او کم و نامربوط به موسیقی
است(دیپلم
حسابداری). در میان هنر ها نیز جز به موسیقی علاقه ای ندارد. البته او
ترانه سرائی نیز می کند اما تصورم بر
این است که این کار برای او از سر اجبار یا تجربه هایی برای آزمون و خطا بوده است
و نه رویه برای کارهای آینده اش. تنها نکاتی را که از علائق "محسن چاوشی" به ادبیات به خاطر می
آورم دو مورد است : یک مورد مربوط به اظهار علاقه او به "موریس مترلینگ"
در یک مصاحبه به عنوان نویسنده مورد علاقه است(گرچه این انتخاب به نظر مشکوک و
شوخی با مصاحبه گربه نظر می رسد) و دیگری اظهارات او مبنی بر خواندن کتاب ده منظومه
که مجموعه ای از اشعار نوی ایران است.(و منجر به انتخاب شعر "حمید مصدق"
بنام "چه کسی خواهد دید؟" شد).درباره ی موضع گیری های اجتماعی "محسن چاوشی" معروفترین و
صریح ترین آن به جمله ای باز می گردد که او در مصاحبه ی خود با رادیو
جوان گفت. جمله ای به این مضمون : "مجوز توهین به آهنگساز و مخاطب است".
شنیده های دیگری نیز از روحیات سیاسی او حکایت می کنند که به سبب عدم اعلان رسمی
ما نیز نشنیده تلقی می کنیم. گرچه نگارنده روانشناس نیست و هم ادعای واکاوی شخصیت
"محسن چاوشی" را ندارد اما نمی توان حوادث جنگ و نیز مهاجرت و این دست
فراز و فرود های زندگی را در خلق ویژگی های فردی "محسن چاوشی" نادیده
گرفت. شخصیتی خود ساخته، بسیار حساس و شکننده (به گواه کسانی که از نزدیک با او
برخورد داشته اند و برخورد های خود را قلمی کرده اند)، زود رنج و گوشه گیر.
نگارنده بروز و ظهور این ویژگی ها را در موسیقی او ، به چند دسته طبقه بندی می کند ...