تبليغاتX
محسن چاوشی
دوشنبه 30 اردیبهشت1387
افسانه 1900

جايي در فيلم افسانه 1900 شخصيت اصلي يعني " 1900 " که در پيانو زدن مهارت خاصي دارد در يک ماراتن نواختن پيانو با يکي از مشاهير موسيقي جاز که مدتي همسفر او درکشتي ، موطن اصلي1900(او روي کشتي زندگي مي کند) شده پيروز مي شود و جوري که همه به قدرت او ايمان مياورند در پايان سفر وقتي آن شخص از کشتي با حالتي شکست خورده پياده مي شود "1900"روي عرشه و در هنگام تماشاي بيرون رفتن او از کشتي جمله ای مي گويد : "گور پدر جاز هم کرده !" ،دارم فکر مي کنم که محسن چاوشي با جادويش و حدود هفتاد تراک خيلي وقت است که گفته و با هر آهنگ مي گويد "گور پدر هر چه مجوز و موسیقی مجوز دار هم کرده ! "
//
حالا يک آدم با کمال احترام وتنها در اين مورد بايد خيلي از مرحله پرت باشد که بنويسد "...و عده اي حتي اعتقاد دارند صداي حزين و ماليخوليايي اين خواننده هميشه القا کننده يک غم پايدار و از بين نرفتني و يک احساس بيماري و واپاشيدگي است از اصل و نسخه اصلي لس آنجلسي اش هم بهتر است ..." . تابلو و مبرهن است دليل نوشتن اينها تا اينجا بخاطر همين"از اصل و نسخه اصلي لس آنجلسي اش هم بهتر است " است که اگر اين چند کلمه در مطلب ليلي نيکو نظر در حاشيه مصاحبه حسين صفا در روزنامه کارگزاران نبود هرگز اين قلم فرسايي را نمي کردم هرچه توصيف او : "صداي حزين و ماليخوليايي اين خواننده هميشه القا کننده يک غم پايدار و از بين نرفتني و يک احساس بيماري و واپاشيدگي است"، به مذاقم خوش آمد چند کلمه بعدي بد جوري نچسب و بيخود و مزخرف بود .خنده آوراینجاست که تازه نوشته "حتي" ! به آن "حتي "در اول جمله دقت کنيد .يعني اين عده خيلي کار شگرفي مي کنند که اين اعتقاد را دارند ....! . بايد بگم که اين گزاره هم به کل صحت ندارد که :" اين ميزان محبوبيت او با محبوبيت هيچ يک از خوانندگان و آهنگسازان زير زميني قابل مقايسه نيست" ، چون همانطور که مي دانيد محبوبيت او نه فقط بين اهالي زيرزمين که حتي روي زمين و هوا و کلا هر جنبنده اي به عنوان خواننده و آهنگساز در ايران بي نظير است ! شاهد هم گزارش ايسنا از فروش آثار موسيقي در چند روز پيش مي تواند باشد هرچند به اين هم نيازي نيست .
باز هم تابلو و مبرهن است (این ترکیب را دوست دارم ) که اين افاضات حالا در هر جریده ای که باشد مهم نيست و هر کس نظرش را دارد و نبايد بي احترامي کرد .ولي خب اين هم نظر من بود درباره آن مطلب ، فقط يخورده عصباني بود .
//
دست از سر ما بردار...کنار تو نمي مونم ...فقط همين !
با لحن کلافه و عصباني ،باصداي بم
یک بار ديگر :
دست از سر ما بردا..آر ..که نار تو نمي مونم...

+ نوشته‌ی چاووشیست در 3:23 دوشنبه 30 اردیبهشت1387
دوشنبه 16 اردیبهشت1387
توی شهری که تو نیستی
توی شهری که تونیستی همه جا رو غم گرفته ...

چند روزه که توی گوشم مدام یا "هق هق" را گوش می کنم یا "توی شهری که تو نیستی " ، که البته بیشتر دومی ،کاش مجال بود و این کارها به این صورت پخش نمی شد !
به لطف پخش مداوم آهنگ های اخیر به صورت تکه تکه یا با "صدای مزاحم "! فکر می کنم به دانش فنی تنظیم ، میکس و حتی مسترینگ به صورت تجربی رسیده ام ! یکی از آنها را قبلا شاید شنیده باشید . نجات "من با تو خوشم" در سنتوری . اما از کارهای اخیرم نجات تراک "توی شهری که تو نیستی " است که خیلی رویش کار کردم و آخر سر نتیجه عالی شد ! انگار که آهنگ اصلی را می شنوید با تکصدای محسن چاوشی و نه صدای دیگری ،البته این نظر خودمه .

توی شهری که تو نیستی [+]

//

تابلو ومبرهن است که همین تراکهای بدون کیفیت و تقریبا ماکت که ظاهرا مدت زیادی هم از ساختشان می گذرد یک سر و گردن از کارهای امروز موسیقی پاپ بالاتر است .


+ نوشته‌ی چاووشیست در 2:30 دوشنبه 16 اردیبهشت1387
پنجشنبه 5 اردیبهشت1387
شعر سیاه
در آخرین مصاحبه محسن چاوشی که درسالنامه اعتماد است نکته ای وجود دارد . در جایی از مصاحبه او می گوید : "...ضمن اینکه فکر نمی کنم کارهایم تلخ و سیاه باشند. این نظر شخصی شما است." مصاحبه کننده هم مثل من از این جمله جا می خورد و می پرسد : "ولی الان شما به عنوان خواننده آهنگ های تلخ و سیاه و متفاوت پاپ مطرح شده اید، چرا خودتان فکر می کنید کارهایتان تلخ و سیاه نیستند؟" محسن چاوشی جواب می دهد : "فکر نمی کنم که کل موسیقی ام چنین ویژگی داشته باشد. مثلاً وقتی «خودکشی ممنوع» را خواندم، آخرش را مثبت تمام کردم یا کارهای دیگر هم همین وضعیت را دارند." خبر نگار گیر مقدسی داده است و ادامه می دهد : "ولی کارهای مهم شما خود تلخی و سیاهی اند، کارهایی مثل «متاسفم»، «آهنگ های سنتوری»، «عبور»، «نفس بریده»، «گل سر» و... می خواهم بدانم این نوع نگاه تلخ از کجا می آید؟" "شاید از ناخودآگاه و گذشته ام...."
اینها را که خواندم سوالی در ذهنم بوجود آمد . اینکه چرا محسن چاوشی به سادگی و همان اول نمی پذیرد که کارهایش تلخ هستند و حالت تدافعی به خودش می گیرد . آیا او محافظه کاری می کند ؟ آیا او از اینکه به عنوان یک خواننده که آثارش تلخ و سیاهند شناخته شود احساس خوبی ندارد ؟
ناگهان به یاد چهارشنبه 21 بهمن 83 می افتم چهار ماه قبل از پخش آلبوم خودکشی ممنوع ، کامنت او در وبلاگ بهاره مکرم پای پستی با عنوان خودکشی :

"سلام شايد مرا نشناسی
من نفرين را خوانده ام و کارم آهنگسازيست .(از مريم حيدر زاده )از شعرت خيلی خوشم اومد .عاشق شعر سياه هستم و خواهم بود .نمی دانم که شعرت يا درست تر بگويم ترانه ات را واگذار کردی يا نه در هر صورت من برای دل خودم ميخوانم اگر دوس داشتی جواب بده .
ارادتمند محسن چاوشی ".


::لینک ها به دلایلی حذف شد !



+ نوشته‌ی چاووشیست در 2:37 پنجشنبه 5 اردیبهشت1387
دوشنبه 2 اردیبهشت1387
بارون
تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد
  یه بغض شکسته رفیق گلو شد ...
    تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد
       تمام وجودم تو آیینه خط خورد ...


سیاوش قمیشی / بارون
[+]،[+]
+ نوشته‌ی چاووشیست در 3:11 دوشنبه 2 اردیبهشت1387