اين زمستون لعنتي داره اساطيري مي شه ،اعتراف ميکنم در طول حيات دو دهه اي خود زمستاني را بخاطر ندارم که کوچه يک هفته زير چند اينج برف و يخ باشه!
الان ساعت 5 صبحه و من دارم جديدترين ورژن nod32 رو با سرعتي در حد فحش دانلود ميکنم و فيدهاي گوگل ريدرم رو ميخونم چند روزي است به جماعت فيد باز پيوستم بايد بگم که بشدت اعتيادآوره
و اينکه ناگهان آدم با کوهي از مطلب روبرو مي شه که همشون جالب و خوندني هستن .يکهو مي بيني که يک ساعته داري توی
گوگل ریدر فيد مي خوني و اين در حاليه که کلي کار ديگه تو نت داشتي مثلا اينکه وبلاگ لعنتيت رو آپ کني عکس زير رو هم توي همين به اشتراک گذاری فيد ها گير آوردم کاش اين عکس رو موقعيکه مطلب "
هدفون خیس " رو نوشتم، داشتم ،به درد اون ميخورد حيف ):
"از گوشامون داره خون مياد بايت بايت سنگ صبورمون پوسيد يکي گفته بود هر اتفاقي که بيفتد سنگ صبور را که داريم بدترين اتفاقات ممکن افتاد و حالا...لعنت ...."