تبليغاتX
محسن چاوشی
یکشنبه 27 آبان1386
قصه ی محسن و کودن ها
محسن دوست داشتنیمون گناه داره . نه به خاطر اجحافی که در دریافت مجوز بهش شده . نه به خاطر ظلمی که بهش شده و نه به خاطر بدشانسی ای که گریبانش رو گرفته . بلکه فقط به خاطر یک عده دشمن که در لباس دوست به هواداری از او می پردازند . یا شاید هم انسانهای کودنی که در دنیای احمقانه ی خود غرق شده اند و جهان اطراف را نیز همانند خود کودن می پندارند .
می خواهم کمی از این کودن ها برایتان تعریف کنم و از کودن کاریهایشان برایتان بگویم ! اصل قصه نوحه ای است که باید به پایش بنشینیم و زار زار گریه کنیم ! اما در ظاهر داستانی است شاد که روایتگر کودنگری های عده ای کودن صفت است .

اگر این داستان را مانند یک فیلم فرض کنیم ، تیتراژ فیلم به اینگونه خواهد بود : کمپانی یونورسال با افتخار تقدیم می کند .... سه کله پوک ، اثر جاودان برادران مارکس . x در هویج بستنی - y در نقش آلبالو خشکه - z در نقش کدو تنبل و با حضور افتخاری q بعنوان راوی .
فیلم با صدای راوی شروع می شود : یک روز من تصمیم گرفتم وبلاگی راه اندازی کنم . می خواستم با آن به دیگران نشان دهم که چقدر کودن هستم اما هر چقدر فکر کردم مغزم جواب نداد پس با y وارد مذاکره شدم و با آنکه او هم از من کودن تر بود پیشنهاد داد درباره ی موضوعی وبلاگ باز کنیم که مخاطب بالایی داشته باشد.
در همان زمان صدای موسیقی ای را شنیدیم که مخاطب زیادی داشت . با آنکه صاحب صدا را نمی شناختیم جلو رفتیم و سوال کردیم و فهمیدیم خواننده محسن چاووشی نامی است . بنابراین تصمیم گرفتیم به اسم او وبلاگی برای خود باز کنیم و قدرت خودمان را در کودنی به رخ اطرافیان بکشیم . اما وبلاگ ما قالب نداشت . بنابراین با x ( که یکی از بزرگترین گرافیست های خاورمیانه است و حتی طراحی گل و بلبل اطراف کاغذ نوشته ی «یک عدد کیف پیدا شده» سوپر مش باقر اینها هم کار او بود ) وارد مذاکره شدیم و او یکی از زیباترین قالب های طراحی شده را ساخت و در اختیار ما قرار داد .

بعد از این کارهای طراحی پوسترمان را هم به دست او سپردیم و بزنم به تخته او توانست ترکیبی از محسن چاووشی + World Of Warcraft در بیاورد که حتی مجله ی Times نیز برای این طراحی به دنبال اوست .
دردسرتان ندهم . اوایل مطالبی را که در وبلاگ های مشهور منتشر می شد بعد از ۳ ماه کپی می کردیم و می نوشتیم «آخرین خبرها را از اینجا بگیرید» . اما دیدیم این روش چندان جواب نمی دهد . بنابراین شروع به ساخت خبر کردیم و بعد از این کارمان سکه بود .
کمی گدشت و دیگر حماقت های موجود در خبرها کسی را ارضا نمی کرد بنابراین گفتیم بگذار بگوییم ما قدیمی ترینیم . بنابراین آرشیو وبلاگ را گسترش دادیم و تاریخ تاسیسش را نوشتیم 1890 یعنی قبل از اختراع کامپیوتر . هر چند مهم نبود چون این روش ما را قدیمی تر نشان می داد و به همگان می فهماند ما از همه قدیمی تریم و با محسن چاووشی بیشتر ارتباط داریم .

برای اینکه کسی شک نکند ما دروغ می گوییم داخل آرشیو اشعار آلبوم جدید محسن را قرار دادیم و زیرش نوشتیم : ببینید ما کی این اشعار را نوشته بودیم ! اینم دلیل و سند بر قدیمی تر بودن ما
اما این روش هم جواب نداد بنابراین تصمیم گرفتیم مدیاهای مختلف را زودتر از دیگران ساخته و منتشر کنیم . در اقدام اول تکه صدایی را که با موبایل در جشنواره ی فیلم فجر از فیلم سنتوری ضبط کرده بودیم در وبلاگ قرار دادیم و گفتیم این موزیک را فقط ما داریم و ما کارمان درست است و ما از همه بهتریم و ما از همه جلوتریم .
بعد از آن صدای خودمان را ضبط کردیم و با قرار دادن تمامی ۴۶۵۲ افکت موجود در نرم افزار ساوندفورج آن را به عنوان صدای لایو محسن چاووشی در وبلاگ قرار دادیم . البته بغیر از این مورد آروغ ها جناب z هم را رکورد کردیم و آنرا در وبلاگ قرار دادیم و گفتیم این آروغ محسن جان است که وقتی از دهانش خارج شد که داشت پیش ما چلوکباب می خورد .

وقتی دیدیم این کارها جواب نمی دهد تصمیم گرفتیم فیلم سنتوری را پخش کنیم . لینکی درست کردیم و در بین حروفی مثل 34%%^*&-44 کلمه ی Santoori_DVD_Original را هم قرار دادیم تا لینک طبیعی جلوه کند و همه فکر کنند این لینک مخصوص فیلم است . البته بعد از اینکه آن لینک دانلود نشد آنرا برداشتیم و نوشتیم : به خاطر تقاضای دوستان این لینک را برداشتیم .
برنامه ی بعدی ما نیز درست کردن ماسک محسن چاووشی و چسباندن آن روی صورت جناب z ( مسول تدارکات ) است . البته این همه ی ماجرا نیست بلکه ما می خواهیم از ایشان فیلم بگیریم و فیلمش را بعنوان «اولین ویدیوی محسن چاووشی» بر روی اینترنت قرار دهیم . تا همه بفهمند ما از همه بهتر - قدیمی تر - قوی تر - منبع تر و نزدیک تر به محسن هستیم .

البته من در اینجا از بچه بازی هایی مثل نظرات تقلبی - آمار بازدید سازی ( با شروع شمارشگر از عدد ۱۰۰۰۰۸ ) - اسامی جعلی ساختن و ارتباط دادن آن با محسن و ... چیزی نگفتم چون بنظرم هر کسی می تواند آنها را انجام دهد ! من فقط کارهای استادانه ای را تعریف کردم که از پس هر کس بر نمی آید . The End و فیلم با موسیقی ضبط شده ی زخم زبون ( که نام سایت بر روی آن تکرار می شود ) به پایان می رسد



این قصه را بشنوید ولی نخندید . چون هیچ چیز خنده داری در آن وجود ندارد
پ.ن : منظور ما اصلا سایت mcfans نبود :)
+ نوشته‌ی invisible در 16:23 یکشنبه 27 آبان1386
یکشنبه 27 آبان1386
روزهای فراموشی...

چه فراموش زنده ای تو .....

+ نوشته‌ی چاووشیست در 2:55 یکشنبه 27 آبان1386
دوشنبه 21 آبان1386
شک
مهدی می گوید :

چرا باید از شنیدن بی واهمه ی صدای خواننده ایی که سطح کارش لااقل از آن کسی که این روزها روی دیوار آجری نشسته و دارد به سر مالامال از پرسش چرایی فقدان چاووشی سنگ پرتاب می کند،محروم باشیم؟...زخم عمیق چاووشی و دنیای ترانه هایش مگر چقدر بدخیم و نافرم است که نباید هوادارانش روی آن مرهمی خنک بگذارند!؟...چرا کسی از لگد خوردن عزیزی که تاب ایستادنش گرفته شده،حمایت نمی کند!؟

این روزها دارم به خود چاووشی هم شک می کنم...من از این آدم می ترسم...بدجوری دارد نزدیک روح مان می شود...به قولی این روزها آنقدر زخم زبون را گوش داده ام که دارد از " گوش هایم خون می چکد..."
آقای محسن چاووشی،نزدیک ترین داروخانه را می توانی از 191 بپرسی!
اما می دانم
می دانم که حتی خانم خوش صدای داروخانه هم به تو پنبه و پانسمان و بتادین نخواهد فروخت!

 

تو باید روی سنگ فرش خسته ی پیاده روهای تهران...خسته تر از خودت..جان بدهی...آنقدر از رگ های سر بازت خون بریزد بیرون که دیگر کسی از شقاوتش نیاید...از دلش نیاید به تو لگد بزند...به حنجره ات."
تو خون و ناپاکی زمینی را از دست می دهی و می روی بهشت...و من مخاطب تو خواهم بود...قول می دهم.
به خاطر همه ی نغمه هایت و...و به خاطر سنگ صبورت.

 

+ نوشته‌ی چاووشیست در 4:0 دوشنبه 21 آبان1386
چهارشنبه 16 آبان1386
حکم
پس تو برای چی اومدی شدی چاووشیست ثانی ؟

مگه نگفتی چند تا مطلب دارم ؟!

یا پست بزن و وبلاگ رو آپ کن یا اینکه اصلا استعفا بده !

این مقام چاووشیستی حرمت داره آقا ! . .  من نمی ذارم این ارزش ها  رو بشکونی ....

اصلا اخراجی ،... اخراجی آقا ....

بدینوسیله حکم تعلیق موقتی مقام  چاووشیست ثانی را امضا می کنم.

باشد که رستگار شویم .

امضا : چاووشیست اعظم ۱۵/۸/۸۶ 

+ نوشته‌ی چاووشیست در 3:2 چهارشنبه 16 آبان1386
یکشنبه 13 آبان1386
پخش سنتوری
یکی از سایتای موسوم به طرفدار لینک دانلود سنتوری را گذاشته البته قبلا هم یک لینک دانلود سنتوری مطرح شده بود  که سرکاری بود .

چند نفر از دوستانم که اینترنت پرسرعت دارند در حال دانلود هستن که البته همه  رو صفر درصد گیر کردن .

سنتوری


امروز چهارشنبه : شنیده ها حاکی است لینک سرکاری بود ،با توجه به سوابق امر  بیشتر از این هم نمی شد انتظار داشت .

+ نوشته‌ی چاووشیست در 1:54 یکشنبه 13 آبان1386
سه شنبه 8 آبان1386
ترفند
اعتماد می نویسد

((توقف برنامه «مثلث» در همان شب اول به اين شايعه دامن زده است که گويا شيوه اجرا و محتواي برنامه چندان به مذاق مديران تلويزيون خوش نيامده است و از ادامه آن در شب هاي بعدي جلوگيري کرده اند. اين شايعه مدير گروه اجتماعي شبکه تهران را وادار به واکنش کرد تا در گفت وگو با فارس ضمن تکذيب توقيف برنامه مثلث از اين اقدام به عنوان ترفندي جهت ارزيابي و تصميم گيري براي قسمت هاي بعدي ياد کند. رشيدپور در شب اول برنامه مثلث از مخاطبان خود درخواست کرد از طريق پيام کوتاه درباره جلوگيري دفتر موسيقي ارشاد از صدور مجوز براي دو آلبوم موسيقي اظهارنظر کنند و با آراي خود بگويند کار حوزه هنري صحيح است يا کار دفتر موسيقي ارشاد.))

واقعا من به هوش سرشار ایشان حسرت می خورم ،نمردیم و چنین ترفندهای زیرکانه و پیشرفته ای هم دیدیم .

همین !

+ نوشته‌ی چاووشیست در 14:35 سه شنبه 8 آبان1386
شنبه 5 آبان1386
85 درصد مخالف

 

این پست به آخرش یه چیزایی اضافه شد

 

امشب (جمعه ) اولین قسمت از برنامه مثلث از شبکه تهران پخش شد که حاوی اتفاقات جالب انگیزناکی بود

اول این متن زیر رو درباره برنامه بخونید تا متوجه بشید  چه جوریه تا بگم که چی شد !

 

""رضا رشيدپور پس از برنامه جنجالي «شب شيشه يي» قصد دارد با برنامه يي درباره حاشيه ها، اخبار و پيدا و پنهان دنياي هنر و سياست بار ديگر بر صفحه تلويزيون حاضر شود. اين برنامه که «مثلث» نام دارد، از روز جمعه ساعت 30/21 از شبکه تهران پخش مي شود و رشيدپور از آن به عنوان برنامه يي چالشي ياد مي کند. مدل پخش برنامه به اين صورت است که 10 خبر از حوزه هاي ياد شده انتخاب شده و فردي که اخبار و شايعات متوجه او است، 120 ثانيه فرصت دارد پاسخگو باشد. اين مدت زمان به صورت رايانه يي محاسبه و با پايان 120 ثانيه، بلافاصله تلفن قطع مي شود. بينندگان بعد از پايان صحبت ها، به مدت سه دقيقه فرصت دارند از طريق تلفن ثابت و همراه نظر موافق خود را با وارد کردن شماره يک و نظر مخالف شان را با عدد دو بفرستند. بعد از سه دقيقه اگر درصد موافقان بيشتر باشد، رنگ استوديو سبز و اگر نظر مخالفان بيشتر باشد، رنگ استوديو قرمز مي شود. ""

 

بعد از اینکه درباره چند تا موضوع  (موضوعاتی مثل اظهارات جدید ده نمکی و تهمینه میلانی و همچنین درباره حضور فرزاد فرزین در تلویزیون در حالی که خوانندگانی که از شبکه های ماهواره ای کلیپاشون پخش می شه غیر مجاز محسوب می شن و مجوز به آنها داده نمی شود ! که کاری نداریم در این باره )نظر سنجی شد ،ناگهان رشید پور موضوع مناقشه حوزه هنری و ارشاد را پیش کشید و گفت که حوزه هنری دو آلبوم محسن نامجو و همچنین محسن چاوشی (این اولین بار بود که نام محسن چاوشی در رسانه ملی به زبان آورده شد ) را منتشر کرده و ارشاد نیز با آنها مخالف است بعد آقای دشت گلی مدیر اداره نظارت و ارزشیابی موسیقی ارشاد بروی خط آمد تا در این باره توضیح دهد فقط دو دقیقه !

بعد از  حدود یک دقیقه سلام علیک و صحبت های تکراری نظیر اینکه تنها  نهاد مجوز دهنده ارشاد است  گفت :" در مورد آلبوم ترنج آقای نامجو باید بگم این آلبوم تمام مراحل مجوز گرفتن را پشت سر گذاشته بود و مراحل آخر را طی می کرد که متاسفانه  با نا هماهنگی که به عمل آوردن حالا یا تهیه کننده اش یا سازمان مربوطه این نوار رو منتشر کردن محسن چاوشی هم که شما می فرمایید هنوز حوزه منتشر نکرده این نوار رو ،.. من زمان دارم ؟!؟! " و بوق ممتد که انگار صدای تیر کشیدن مغز  و قلب من بود !

دانلود فایل صوتی (توانستم قسمتی از آن را ضبط کنم )

برنامه ای که تا 4 دقیقه قبلی ریتم کند و خسته کننده ای داشت ،  حالا داشت قوانین فیزیک را زیر پامی گذاشت و به  سرعت نور نزدیک می شد  بعد از قطع شدن تلفن  رشید پور گفت :"متاسفانه قطع شد می خواستم درباره اینکه آیا جمع آوری آلبوم ترنج از سطح فروشگاهها صحت داره یا نه بپرسم  که نشد حالا سعی می کنیم این موضوع رو در برنامه آینده پیگیری کنیم شاید هم با مهندس احمدی رییس اداره موسیقی ارشاد تماس بگیریم "

 

حالا نوبت به گفتن نتایج نظر سنجی بود و اینجا بود که شگفت آور بود .در همان چند ثانیه 15 هزار نفر اس ام اس زدند  رشید پور که منتظر بود تعداد بیشتر بشه بخاطر کمی وقت واینکه داشت تیتراژ می رفت نتایج را گفت 85 درصد مخالف و 15 درصد موافق

یعنی 85 درصد از رای دهندگان با توضیحات آقای دشت گلی قانع نشدند که بسیار برایم خوشحال کننده و لذت بخش بود .

حالا باید منتظر بود که در برنامه بعدی (فردا)این موضوع پیگیری می شود یا نه !

 

واقعا آن موقع که می خواست درباره چاوشی توضیح بده و تلفن قطع شد لعنت بود که نثار می کردم با داد و فریاد البته قبل از آن با پخش  قسمت ابتدایی آهنگ خیانت بر روی وُله های این برنامه فریاد زدم !

 

------------------------------------------------

 

گفتم دیگه پست جدید نزنم ،دیشب (شنبه )برنامه مثلث پخش نشد در حالی که قرار بود هر شب پخش شه اگه امشب هم پخش نشه فک کنم این برنامه هم به خاطر نام بردن از ......

ولش کن  فکرای بد نکنیم .

 

+ نوشته‌ی چاووشیست در 2:23 شنبه 5 آبان1386
پنجشنبه 3 آبان1386
.

قهوه سیاه و غلیظ ، بدون شیر و شکر .

 

 

 

طیف شنوندگان محسن چاوشی را گروههای متنوعی اجتماعی تشکیل می دهندو همینطور طبقه های مختلف سنی ، این فراگیری ، یک موفقیت بزرگ برای هر خواننده ای محسوب می شود در مدت اقامتم در تهران ، صدای چاوشی را د تاکسی های تلفنی ، مهمانی های جوانانه و محفل های روشنفکری متفاوت شنیده ام. به نظر می رسد چاوشی در مقایسه با بنیامین با گروههای متفاوت تری از اجتماع ارتباط برقرار کرده  است .

صدای چاوشی با  وجود شباهتش به صدای یکی از خوانندگان مشهور آن سوی آب ، از چنان اعتماد به نفسی و غروری برخوردار است که در همان چندثانیه اول ، هرگونه احتمال تقلید را از بین می برد .باشنیدن ترانه های چاوشی از هرگونه توهمی در مورد آگاهی خواننده  از جنس و تاثیر شگفت آن بر شنونده خارج می شوم .او غریزی می خواند  و حتی گاه از چارچوب نیز خارج می شود دلبستگی های او به موسیقی تجاری کاملا مشهود است .در برخی از ترانه هایش به شکلی مبالغه آمیز درصدد به رقت آوردن شنونده است. صادقانه می گویم تا حالا نشده بود از خواننده ای خوشم بیاید که تعداد ترانه های خوبش این قدر کم است .

صدای چاوشی پتانسیل غریبی برای در آمیختن شکایت از روزگار با مفاهیمی چون عزت نفس ، نا امیدی و فریاد دارد دینامیسم صدای او حیرت انگیز است ،صدایی وحشی و غیر قابل کنترل . نوع صدای او را در غرب در طبقه اسموکی قرار می دهند صداهایی دورگه و خش دار(مثل صدای کریس ریا ، نیک کیو و لئونارد کوئن) .صدای او بر عکس صدای بنیامین که شنونده را به خلصه فرو می برد ، بر انگیزاننده و مهیج است . اما در عین حال  به هیچ وجه مبتذل نیست . صدایی مردانه که می تواند از تلخی های روزگار بگوید صدایی بدون تلاش و بدون آن که توی ذوق بزند تا بالاترین دسی بل فریاد یش می رود و ذره ای از تاثیرش کم نمی شود و بعد با کمترین فاصله ممکن با موفقیت به یک نجوا تبدیل می شود .

در ترانه دوصدایی که با فرزاد فرزین خوانده است تمایز شگرق صدای چاوشی مشخص است .فرزین هم خواننده پرقدرتی است که تسلط بسیار خوبی بر صدای خود دارد و مانند بنیامین از غریزه ای قابل تحسین در شناخت ریتم و آوا برخوردار است . او به عنوان یک خواننده و به لحاظ حرفه ای کار خود را بهتر از چاوشی در این ترانه دو صدایی انجام می دهد و به بهترین شکل ممکن سهم خود را در این کار ادا می کند. اما با تمام این احوال در قسمت پایانی ترانه که این دو خواننده بلافاصله برروی قطعات یکدیگر شروع به خواندن می کنند ضربه و قدرت صدای چاوشی صدای فرزین را به حاشیه می راند . اینجا جنس صدای چاوشی است که تبدیل به برگ برنده او می شود . صدا چنان خشن ، آزاد وقدرتمند است که هر صدای دیگری را بی رنگ می کند .حتی صدای موزون و موثر فرزاد فرزین را. چاوشی آنقدر این قطعه را خوب اجرا می کند که خواننده حتی متن پیش پا افتاده آن را نیز فراموش می کند ((مگه بهت نگفته بودم بیتو روزگار من تیره و تاره ...))

معتقدم که انتخاب صدای او از سوی مهرجویی برای فیلم سنتوری ،دلایل آشکار و واضحی دارد. مهرجویی متخصص استفاده از پدیده های تاثیر گذار فرهنگ عوام و تلفیق آن با آرایه های روشنفکرانه است. صدای چاوشی دقیقا همان چیزی است که مهرجویی می خواهد . خاص ، ویژه ، غریزی و بدون خود آگاهی روشنفکرانه . همان ماده خام دلخواه مهرجویی .

چاوشی را دو خطر عمده تهدید می کند . اول هیجان خانه کرده در اعماق صدای تلخ اوست . پتانسیل صدایش برای به هیجان آوردن شنونده ، راه را برای فعالیت آزاد در عرصه موسیقی پاپ ایران ،با توجه به قوانینن دست و پاگیر سخت می کند و شاید مجبور شود این ویژگی شگرف صدای خود را مخفی کند. دوم آن که اونیاز دارد با آهنگ سازانی زبده و مهمتر از آن با ترانه سرایانی ممتاز کار کند . معتقدم اشعار یغما گلرویی بهترین دستمایه برای صدای قدرتمند محسن چاوشی هستند . اشعاری تلخ ، موزون ،نوستالوژیک و در عین حال معترض . چاوشی اگر از بخت . اقبال مناسبی برخوردار شود و از جاذبه های موسیقی تجاری دور شود ، می تواند نامی ماندگار برای خود دست و پا کند . صدایی با طعم قهوه سیاه و غلیظ ، بدون شیر و شکر .

 

دیوید منیعی ،پژوهشگر موسیقی ملل و فارغ التحصیل کالج موسیقی واشنگتن

+ نوشته‌ی چاووشیست در 21:13 پنجشنبه 3 آبان1386
چهارشنبه 2 آبان1386
قهوه تلخ

 یادداشت دیوید منیعی ،پژوهشگر موسیقی ملل و فارغ التحصیل کالج موسیقی واشنگتن رو در چلچراغ هفته گذشته خواندم و بسیار باعث انبساط خاطرم شد(انبساط بود ؟)  این اولین باری بود که  یک نظر و  تحلیلی درست حسابی  از یک کارشناس موسیقی راجع به موسیقی و صدای محسن چاوشی منتشر شد با عنوان "قهوه بدون شیر و شکر " که با این تیتر  کاملا موافقم (رجوع شود به مطلب "صدای تلخ " کمی پایینتر) تکمله ای هم که از رسول ترابی (مصاحبه بهمن پارسال رو یادتون هست ؟)پای این مطلب بود که این جوری شروع شده :"موسیقی سیاه و صدای خش دار و بغض آلود او ..." که واقعا به وجد اومدم با جمله ای تلخ پایان می رسید :"محسن چاوشی این روزها افسرده است ."

 

 

 

 

+ نوشته‌ی چاووشیست در 18:42 چهارشنبه 2 آبان1386