
به دلیل اینکه فعلا حس و حال نوشتن نیست این خبر را امروز میریم که داشته باشیم که برای مسافران گوگلی هم که در به در به دنبال خبر جدید هستن چیزی باشد
دو آلبوم از محسن چاوشی در راه
اعتماد ملي: دو آلبوم از محسن چاووشي توسط حوزه هنري و آواي باربد منتشر ميشود.
در ابتدا با انتشار خبري از سوره مهر مبني بر انتشار يك آلبوم از محسن چاووشي توسط حوزه هنري، پنداشتيم كه اين آلبوم در پي موفقيت نشر آلبوم محسن نامجو باز هم با همكاري آواي باربد با حوزه هنري منتشر ميشود اما طي تماسي با دفتر آواي باربد پي برديم كه دو آلبوم به شكل مستقل توسط اين دو مركز نشر موسيقي به بازار خواهد آمد.
در سايت سينماي ما به نقل از سوره مهر، رضا مهدوي مدير مركز موسيقي حوزه هنري از انتشار آلبوم محسن چاووشي خبر داد كه به <ترانه سنتوري> اختصاص دارد.
همچنين آواي باربد از انتشار آلبومي به نام <يك شاخه نيلوفر> خبر داد كه ضبط اين آلبوم در استوديو به پايان رسيده است. اين آلبوم با تنظيم و ملودي خود چاووشي خواهد بود كه شعر و ترانههاي آن را افرادي كه در گروه چاووشي فعاليت دارند، نوشتهاند.
آلبوم <يك شاخه نيلوفر> براي گرفتن مجوز به وزارت ارشاد ارسال شده و سرمايهگذار اين آلبوم آواي باربد خواهد بود كه اين بار بدون همكاري حوزه هنري آن را منتشر خواهد كرد.
محسن چاووشي هم يكي از خوانندگان راك ايراني است كه در سالهاي اخير به عنوان يكي از چهرههاي قابل اعتنا مطرح بوده است.
پشت این پنجره ها دل می گیره ....
غم و غصه ی دلو تو می دونی ....
پاییز لعنتی داره میاد و من شدم مثل شخصیت اول فیلم machinist .این چند روز توهمی هم که مثل خود فیلم بود، گذشت .

راستی از این مجله های زرد متنفرم
وقتی این مصاحبه های جدید و عکس هایی که راجع به محسن تو این مجلات زرد می بینم حالم بد می شه
آهای تو که این همه دوری از من ....
اصلا ما نمی خوایم خبری داشته باشیم ...
همان سکوت تو برایمان هزار برابر این مصاحبه ها آن هم توی این مجلات مبتذل ارزش دارد.
آنجایی که درباره ازدواج از استاد سوال می شه می خوام عوق بزنم .
آلبوم محسن نامجو نیز ریلیز شد

با این همه مصاحبه و حاشیه و آن اشعار من اصلا تصورش هم نمی کردم بتونه مجوز بگیره شاید هم آنها کارهای دیگر او را نشنده اند یا حرفای نامجو قانعشان کرده آنجا که می گوید اینها به مثابه یادداشتهای شخصی ام هست .
در گوشم فروغی می خواند :
پنجره بسته می شه شب می رسه
چشام آروم نداره تو می دونی
اگه امشب بگذره فردا می شه
مگه فردا چی می شه تو می دونی
عمریه غم تو دلم زندونیه ....
وقتی بغض فروخورده ای در عالم واقع نمود عینی پیدا می کند ،نباید نوشت ؟
تا این وبلاگ لعنتی به مثابه دفترچه خاطراتی شود شاید که آینده دوباره بخوانمش !
وقتی در ظهر تابستان احساس سردی می کنم وقتی زمان کش می آید چند لحظه و بعد از آن
پرت می شوم به دنیای ذهنی ای که تا چند وقت پیش در آن غرق بودم و من گیج و مسخ می شوم
و سردم میشود ،در ست وقتی می خواهم از ایستگاه مترو" پایین روم "و سه شنبه است امروز .
خواننده ای که تلخ می خواند ....