
صداي راه رفتن روي برف ...هميشه خسته از روزاي برفي ...هِــ......عشق پريشون شده ي دو حرفي ...هق هق .....فصل رويايي ِ : گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفته اس ...بيا که کنج قلبم جا واسه ي دلت هست ....حالا که تقويم ِ من .....زمستوناش زياده ....
تو کوچه هاي سردش هميشه برف و باده....دوباره ...حالا که تقويم من ....زمستوناش زياده....با کيفيت پايين گوش دهيد ..باعث ميشه قديمي به نظر
بياد ..
راستي اين آلبوم يه شاخه نيلوفر اگر بياد حتما با کليپ مياد...ببين اينقدر چشمم ترسيده ميگم "اگر"
اينجا رو ببينيد
با ما مي گويد
مي گويد طرفداراي چاووشي بيان ...با اينکه صداش حذف شده بيان..اين فيلم بايد پرفروش بشه .
مي گويد اين بار قرعه به نام ما افتاده.
به قول دوستمون جالب انگيزه.
حذف چاووشي و اکران سنتوري
ما دل شدگان . . .
حالا كه فيلم مجوز گرفته و مشكلات حل شده، از گوشه و كنار خبرهاي ناجوري ميرسد و دلواپسمان ميكند كه نكند بعضيها به خاطر حذف صداي چاووشي به تماشاي فيلم نروند. اما. . .
بهترين وقت براي ديدن شيفتگان سينما در کنار هم، جشنواره فجر است. موقع جشنواره فجر هر سال عاشقان سينما دور هم جمع ميشوند دقيقا مثل يک مهماني. صفهاي طويل جلو سينماها موقع جشنواره فقط به خاطر ديدن فيلمها نيست، بيشتر اوقات براي اين است که عاشقان فرصت و بهانهاي دارند که درباره معشوق با هم گپ بزنند.
فيلمها را با چنان اشتياقي تحليل کنند که گويي اگر اين فيلمها نباشند، کره زمين از حرکت باز ميايستد! اما دو سه سال است که هر چه سينما و جشنواره ميرويم و توي صف ميايستيم و خود را مشتاق و هيجانزده نشان ميدهيم، فيلمها پاسخي براي اين همه اشتياق نيستند.
درست موقعي که ديگر داشت يادمان ميرفت آخرين فيلمي که با ديدنش از خود بيخود شديم چي و کجا بود، در اوج نااميدي جشنواره امسال، مهرجويي با سنتوري مثل يک فرشته نجات سر رسيد و دوباره (مثل وقت اکران ليلا و مهمان مامان و. . . ) صفهايي طولاني جلو سينماها پيدا شد.
عاشقاني که از شب پيش جلو سينما خوابيده بودند تا فيلم استاد را ببينند و استاد نااميدشان نکرد. سنتوري همان فيلمي بود که برايمان معني سينماست؛ فيلمي که بعد از تمام شدن، تازه توي ذهن جا خوش ميکند و دست از سرت بر نميدارد.
وقتي از سالن خارج ميشوي تازه نوبت به اين ميرسد که مست صحنهها و سکانسها تا صبح در خيابانها بگردي و آن لحظههاي ناب داخل سالن را با خودت مزه مزه کني(فقط با خودت!)هنوز وقت تقسيم کردن اين سرمستي نرسيده. ديرتر، شايد از فردا، شروع ميکنيم به بازگو کردن سکانس به سکانس با دوستاني که در اين عشق با ما سهيماند. سنتوري خود سينما بود.
قهرمان فيلم نميخواست قهرمان باشد فقط ميخواست رها شود تا خود خودش باشد و همين سنتوري و قهرمانش را دوست داشتني ميکرد (بهخصوص براي ما که خيلي وقتها جرات اينکه خودمان باشيم را نداريم.) به همه اين دلايل بيصبرانه منتظر بوديم تا سنتوري را سر فرصت و به دور از التهاب جشنواره ببينيم و افراد بيشتري را هم در اين لذت سهيم کنيم. اخبار مربوط به گرفتن مجوز اکرانش را با دقت و نگراني دنبال کرديم. نميدانم روزي که خبر مجوز گرفتن سنتوري را شنيديم و خوانديم چند نفر از شادي به هوا پريدند و فرياد کشيدند.
مطمئنم تعدادشان کم نبوده (لااقل به تعداد همه کساني که هنوز دلبسته و اميدوار به سينماي ايران هستند). هر چند حذف صداي محسن چاووشي از فيلم، برخي را نگران کرد. چون هر چه باشد صداي چاووشي در تار و پود فيلم تنيده شده بود و چنان جاافتاده بود که تصور فيلم بدون صداي چاووشي را مشکل ميكرد، اما مهرجويي اعلام کرد که صداي رادان را با کامپيوتر به صداي چاووشي نزديک کردهاند و از همه مهمتر بعد از اين همه سال آنقدر به مهرجويي اعتماد داريم که بدانيم وقتي اجازه اکران را داده پس همه چيز از نظرش درست است، اما حقيقتي را هم بايد در نظر گرفت که چاووشي براي سنتوري زحمات زيادي کشيد.
سنتورياي که ما ديديم شايد بدون وجود آدمي به نام محسن چاووشي چنين حضور قدرتمندي پيدا نميکرد. ميدانم که طرفداران چاووشي (که تعدادشان زياد هم هست) ناراحت و شايد حتي خشمگين شدند. سنتوري را بدون چاووشي نميخواهند ولي بياييد يک بار هم که شده با هم از يکسري خواستهها بگذريم. همه دوست داشتيم چاووشي تا آخر با سنتوري باشد ولي حالا که نشد، شما هم که مثل ما معني عشق را ميدانيد بياييد و با ما و سنتوري قهر نباشيد.
ميخواهيم جشن اکران سنتوري را با هم و با شکوه برگزار کنيم. سنتوري قصه خود ماست. قرار است مردانه تاوان هر چيزي که عاشقش هستيم را بپردازيم. اين بار قرعه به نام شما افتاده. سنتوري ميخواهد بيايد تا سينمايي که عاشقش بوديم و هستيم را دوباره به ما يادآوري کند.
اين يادداشت را ننوشتم تا سنتوري نقد شود(که براي اين کار فيلم بايد درست ديده شود) فقط براي اين بود که از همه دعوت کنم تا در اين چند هفتهاي که تا اکران سنتوري داريم خودمان را آماده کنيم که جشني درخور برايش برگزار کنيم. تهيهکننده پيشبيني کرده که فيلم پرفروشترين فيلم سال شود و من معتقدم همه بايد به ديدن فيلم برويم تا اين اتفاق بيفتد. سنتوري تنها فيلمي است که لياقت صدرنشيني را دارد. رفيق من، سنگ صبور غمهام، به ديدنم بيا...
سوفيا نصرالهي
روزنامه هم میهن
البته اينقدر کنجکاوي برای ملت ايجاد شده که برن ببينن اين سنتوري که ميگن چيه! اينجوري پرفروش ميشه .
ممکنه خيل جمعيت موقع خارج شدن از در سينما چيزهايي زير لب زمزمه کنند....
منظورم ترانه ها نيست ....
منظور من را که مي فهميد؟!
و من هنوز اميد دارم......
ديگر از چه بنويسم همه حرفها را تير 84 زد. و من الان( بهتره بگويم ما ) ما الان در برزخيم .
امروز روزنامه اعتماد نوشته بود شايعاتي از سوي مافياي پخش سي دي به گوش مي رسد .مثل اينکه نسخه هاي با کيفيت فيلمهاي در راه اکران مثل سنتوري در اختيار اين گروه است .راستشو بخوايد با خوندن اين خبر خوشحال شدم دليلش هم مي دونيد. چيزي که واضح و مبرهن است اين است که اين نسخه ي مطلوب ماست.
صداي چاووشي حذف مي شود چون مجوز ندارد چرا؟؟ نمي دانيم .صداي بهرام رادان جايگزين مي شود کي مجوز گرفت ؟؟ نمي دانيم . صداي رادان را با برنامه به صداي چاوشي نزديک کردند مگر غير مجاز نيست؟؟ اينجاست که مو قعيت طنزي در ذهن شکل مي گيرد . خنده اي بر جهالت .
خيلي عصباني هستم از دست کساني که مي توانستند در ملامت اين کار (حذف صداي چاووشي و جايگزيني صداي بهرام رادن و دستکاري صداي او تا به نسخه اصلي نزديک شود ) {عجب پرانتزي شد! }
بنويسند اما ننوشتند . کساني که سنگ صبور را شنيدند و لذت بردند اما ....کساني که اين واقعه را ناشي از سطحي نگري و کوته فکري دانستند اماچيزي ننوشتند ..... وجدانهايشان را خاموش کردند .
شرمتان باد
درود بر حامد احمدی ..درود بر مهدی قاسمی ..درود بر پاشا

اين وبلاگ شايد به محاق رود . ديگر از چه بنويسم ؟ نوشته هاي اين وبلاگ را قبل از آن سه شنبه شوم بنگر . مي بيني چه ذوقي داشتم .
حال اما گرد مرده پاشيده اند انگار....
مي بيني با روياهايمان چه کردند؟
خدا حافظ...غمگین...
سر خورده ....
اینها را اینجا می گذارم چون فکر می کنم باید بیشتر دیده بشه
اینها پیامهای اقای مهدی قاسمی نویسنده توانا تیر ۸۴ است که ایشان مرا را قابل دانستند ودر قسمت نظرات پست قبلی گذاشته اند
سنتوری بدون صدای چاووشی مثل:
ساندویچ کالباس بدون سس سفید می ماند
مثل خیار بدون نمک است
مثل اسمان بدون خورشید است
مثل روزنامه ی شرق بدون محمد قوچانی است
مثل مارماهی است...نه این تمام نه آن تمام
مثل خانه ی بدون سقف است
مثل عاشق بدون معشوق است
مثل هامون بدون خسرو شکیبایی عزیز است
مثل هر چیزی هست ولی سنتوری نیست
حالا خوب است که مهرجویی فیلمی ساخته در مورد موزیسینی که با مشکلات بسیار و طلاق همسر و شکستن سنتور (واااااای) و ندادن مجوز و....کارش به سقوط می کشد...حالا خود مهرجویی آمده آن صدای خسته را که انگار از یک چاه عمیق می زند بیرون را سانسور کرده...می گویید مجبور شده؟؟؟...باشد عزیزانم!...می توانست خودش را هم مجبور کند که فیلم را تا اطلاع ثانوی اکران نکند...
جای تعجب است...متن ترانه ها مجوز دارد...نزدیک کردن صدای رادان به چاووشی به کمک تکنولوژی ایرادی ندارد...فقط نمی دانم که از چه فقط صدای چاووشی باید در گلو خفه شود...به خدا قسم نه پولی از سنتوری به من می رسد و نه می توانم بار سنگین غم های چاووشی بزرگ را به ذوشم بکشم...قاچاقچی سی دی هم نیستم...فقط می گویم زحمات چاووشی را که غصه ی دردش را در نشریات و اصلا در ترانه هایش شنیده ام و شنیده ایم...با یک تدوین صوتی مختصر بر باد ندهیم...فقط...فقط ...فقط امیدوارم و دعا دعا می کنم که این ها بازی برای رونق گیشه نباشد...آنوقت تنها حریم امن و دلخوشکنکی که به نام فرهنگ برایمان مانده لجن مال می شود و باید برویم گوشه ای را گیر بیاوریم و دور از جانم کراک بکشیم و خودمان را بکشیم...نکنید جانم ...نکنید!
و در آخر کورسوی امید ما
داریوش مهرجویی در گفت و گو با شرق :«....از طرفي ديگر خود چاوشي هم براي گرفتن مجوز براي صدايش تلاش مي کند و اگر اتفاقي رخ ندهد تا دو سه هفته آينده اين مجوز را دريافت مي کند. اگر اين اتفاق مهم بيفتد، سنتوري با همان صداي چاوشي اکران مي شود....»
....دیگر خبری از صدای محسن چاوشی نیست اما بی خیال خود فیلم هم اصلا درباره همین نبودن است وهزینه ای که هنرمند برای ماندن می پردازد....
قبلش هم استاد مهرجویی فرمودند: خود رادان می خواند اما با این دستگاههای کامپیوتری صدایش را تغییر دادیم به صدای چاوشی نزدیک شود با این دستگاهها همه کار می شود کرد
لبخند تلخی بر لبانم جاریست انگار این فیلم داستان خود چاوشی است امیر قادری راست می گوید
در فیلم هم به علی سنتوری مجوز نمیدادند
پ.ن:اگر همان صدای چاوشی باشد وبه نام رادان که می فهمد اگر هم بگویند صدای چاوشی است ما میگیم نه همان صدای رادان است با کامپیوتر اینجوری کردیم و چه طنز تلخی است جاری در این بحبوبه.
ولی امروز من باید بگم که چه دنیای رو به زوالی داریم .
امروز تیر خلاص بر پیکر تمام امیدها و دلخوشی هایمان زده شد . ما یعنی همه ی چاوشی دوستان.
و در چه خجسته روزی: سه شنبه
انگار می دانست که آن ترانه را خواند
به گزارش خبرگزاري فارس، نسخه جديد «سنتوري» با دو قطعه جديد از ترانههاي فيلم (كه در نسخه جشنواره به دليل تقارن با ايام سوگواري محرم از فيلم حذف شده بود) و البته با صداي «بهرام رادان» مجوز نمايش عمومي گرفته است.
لعنت خدا به این سه شنبه ها
چند روزي بود که با ديدن نام محسن چاوشي در سايت شرکت آواي باربد دلگرم بوديم
چندروزي بود که با مطلب خبرگزاري فارس مبني بر فرستاده شدن فيلم سنتوري بدون تغيير در موسيقي به شوراي صدور پروانه ارام گرفته بوديم و با خواندن يادداشت اميرفادري در ضميمه هفتگي روزنامه اعتمادبا تيتر" بياييد از سنتوري و چاوشي نترسيم" احساس غرور مي کرديم حتي راجع به زمان اکران گمانه زني مي کرديم که امروز خبري دوباره کابوس هايمان را زنده کرد ما که آن خبر هاي ناراحت کننده خبرگزاري فارس که درآن به قطعي شدن تغيير خواننده اذعان شده بود را با ديدن خبر هاي بعدي ترفند تبليغاتي مي خوانديم امروز شوکه شديم باديدن خبري اين بار از خبرگزاري مهر .خبر کوتاه بود :
سنتوری با صدای رادان منتظر پروانه نمایش است
فیلم سینمایی "سنتوری" به کارگردانی داریوش مهرجویی برای گرفتن مجوز اکران با صدای بهرام رادان به شورای صدور پروانه نمایش ارائه شد.
"سنتوری" که تاکنون به دلیل نداشتن مجوز صدای محسن چاووشی مجوز اکران نگرفته، با همان ترانه های نسخه نمایش داده شده در جشنواره فجر اما با صدای بهرام رادان به شورای صدور پروانه نمایش ارسال شده و تکلیف آن تا آخر هفته جاری مشخص میشود.
وحال دوباره نگران و چشم انتظار به پایان هفته .
ایا این بار هم حربه تبلیغاتی است؟
خب دیگه زیادی رسمی شدم
اصلا مگر اینها اندیشه شان پریشان است مگر می شود بهرام رادان همان ترانه ها را دقیقا مثل چاوشی بخواند؟مگر لب زنی با صدای استاد نیست؟مگر مجوز نگرفته؟اگه نه پس اون سایت لعنتی باربد یه ماهه چی زده بالاش؟منظورش یه محسن چاوشی دیگه است؟اخه من سر کی خالی کنم عصبانیتم رو لعنتی اون زیر رو امضا کن حالا ملت ۲ ساعت با صدای استاد دسه جمعی حال کنن اسمون به زمین میاد؟اهان نکنه از محبوبیت یک ستاره می ترسید؟مگر استاد شعر کثیف و رذیل (چی؟)می خواند؟مگر کفر گفته؟این مجوز لعنتی رو بدهید با کمال احترام از شما می خواهم .
لعنتی اون زیر رو امضا کن
سنتوري به کارگرداني داريوش مهرجويي پس از رفع مشکلاتي که براي اکران فيلم وجود داشت براي دريافت پروانه نمايش به معاونت سينمايي وزارت ارشاد ارائه شد فراز فرازمند در گفت وگو با خبرنگار سينمايي هم ميهن با اعلام اين خبر گفت :مشکلاتي را که براي اکران فيلم وجود داشت حل کرديم ونسخه نهايي را به وزارت ارشاد ارائه داديم فکر مي کنم تا اخر اين هفته تکليف اکران فيلم مشخص شود محمود اربابي مدير اداره کل نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي هم در گفت و گو با هم ميهن نسبت به حل مشکل اکران اين فيلم ابراز اميدواري کرد .